بوروس فردریک اسکینر (B. F. Skinner) معتقد بود که روانشناسی علم رفتار است. او به پاسخهای رفتاری به محرکها علاقه داشت نه به تجربیات کودکی یا احساسهای بزرگسالی. یکی از تاریخ نویسان روانشناسی او را بیتردید، مشهورترین روانشناس آمریکایی در جهان خواند. اسکینر در طول سالیان عمر خود یک نویسندهی پرکار بود. یکی از علاقههای اصلی او پیوند دادن یافتههای آزمایشگاهی به حل مسائل انسانی بود. بی. اف. اسکینر برداشت جبرگرایانه اما درعینحال خوشبینانهای از ماهیت انسان داشت. کارهای او به ایجاد یادگیری برنامهای و ماشینهای آموزشی انجامید. اندیشههای اسکینر در حوزهی رواندرمانی برای مثال درمان انواع اختلالها ازجمله روانپریشیها، عقبماندگی ذهنی و اوتیسم کاربرد وسیعی داشت.

بوروس فردریک اسکینر
تولد: ۲۰ مارس ۱۹۰۴ (29 اسفند 1282)
وفات: ۱۸ اوت ۱۹۹۰ (27 مرداد 1369)
دلیل شهرت:رفتارگرایی رادیکال، شرطی شدن فعال
لئون فستینگر (Leon Festinger) یکی از تأثیرگذارترین روانشناسان اجتماعی قرن بیستم بود که با نظریه ناهماهنگی شناختی، انقلابی در نحوه درک رفتار انسان ایجاد کرد. او در دورهای از تاریخ روانشناسی فعالیت میکرد که رفتارگرایی بر فضای علمی حاکم بود، اما جسورانه مسیر شناختگرایی را گشود. فستینگر نشان داد که انسان نهتنها تحت تأثیر محرکهای بیرونی، بلکه متأثر از درگیریهای درونی، باورها، نگرشها و هیجاناتش تصمیم میگیرد.
او با مطرحکردن این ایده که تضاد میان باورها و رفتارها میتواند منجر به «ناهماهنگی شناختی» شود، مفهومی را وارد روانشناسی کرد که کاربرد آن از تبلیغات گرفته تا سیاست، تربیت، آموزش و رواندرمانی گسترش یافت. نبوغ او در سادهسازی پدیدههای پیچیده ذهنی و ارائه مدلهای قابل آزمون باعث شد نظریاتش تا امروز نیز کاربردی باقی بمانند.
لئون فستینگر در ۸ مه ۱۹۱۹ در نیویورک آمریکا در خانوادهای یهودی متولد شد. پدرش تاجر خیاطی بود و خانوادهاش اصالتاً مهاجران اروپای شرقی بودند. از همان دوران کودکی علاقهاش به علوم انسانی مشخص بود و در دوران دبیرستان به مطالعهی روانشناسی، فلسفه و منطق علاقه نشان داد. او دوره کارشناسی خود را در دانشگاه شهری نیویورک (City College of New York) گذراند و سپس برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به دانشگاه آیوا رفت.
در دانشگاه آیوا، شاگرد مستقیم کرت لوین شد؛ کسی که یکی از پدران روانشناسی اجتماعی مدرن شناخته میشود. همین همکاری باعث شد که فستینگر پایههای فکری خود را بر اساس پژوهش تجربی و تحلیل رفتار اجتماعی بنا کند. در دهههای ۱۹۵۰ و ۶۰، او در دانشگاههایی مانند مینهسوتا، دانشگاه استنفورد و نهایتاً نیواسکول برای مطالعات اجتماعی تدریس کرد. زندگی حرفهای او به پژوهش، آموزش، نظریهپردازی و نوشتن مقاله و کتاب گذشت.
در اواخر عمر بهدلیل بیماری سرطان از فعالیتهای دانشگاهی کنارهگیری کرد. او در ۱۱ فوریه ۱۹۸۹ در سن ۶۹ سالگی در نیویورک درگذشت، اما آثار و نظریاتش همچنان در بسیاری از حوزههای انسانی، اجتماعی و حتی مدیریتی جریان دارند.
درباره نظریه ناهماهنگی شناختی
مهمترین و مشهورترین دستاورد لئون فستینگر، نظریهای به نام ناهماهنگی شناختی (Cognitive Dissonance) بود که اولینبار در سال ۱۹۵۷ مطرح شد. طبق این نظریه، انسانها تمایل دارند افکار، باورها و رفتارهایشان با هم هماهنگ باشد. اگر میان آنها تضاد یا ناهماهنگی ایجاد شود، فرد دچار نوعی تنش روانی ناخوشایند میشود که به آن ناهماهنگی شناختی میگویند.
مثلاً وقتی فردی سیگار میکشد اما باور دارد سیگار کشیدن خطرناک است، این دو شناخت با هم در تضادند. در نتیجه، او یا باید باورش را تغییر دهد (مثلاً بگوید «سیگار برای من ضرر ندارد») یا رفتارش را (یعنی سیگار را ترک کند) تا تنش روانیاش کاهش یابد. این نظریه بعدها بهطور گسترده در زمینههای مانند توجیه تصمیمها، تغییر نگرش، رفتار مصرفکننده، تبلیغات و کنترل اجتماعی به کار گرفته شد.
نوآوری فستینگر در این بود که نظریهاش را قابل آزمون کرد. او با آزمایشهای تجربی مانند آزمایش معروف «یک دلار/بیست دلار» نشان داد که چگونه افراد برای توجیه رفتارهای ناهماهنگ خود، باورهایشان را تغییر میدهند. این دیدگاه برخلاف جریان غالب آن زمان، بر شناخت بهجای محرک و پاسخ تأکید داشت و راه را برای روانشناسی شناختی گشود.
کتابشناسی و آثار علمی
لئون فستینگر علاوه بر مقالههای علمی متعدد، چندین کتاب تأثیرگذار در حوزه روانشناسی اجتماعی نوشته است. مهمترین کتاب او بدون شک “A Theory of Cognitive Dissonance” (۱۹۵۷) است؛ اثری که پایههای نظریه ناهماهنگی شناختی را بنا کرد. این کتاب نهتنها در روانشناسی بلکه در رشتههای مدیریت، اقتصاد رفتاری، علوم سیاسی و ارتباطات نیز مورد استناد قرار گرفته است.
کتاب مهم دیگر او “When Prophecy Fails” (وقتی پیشگویی شکست میخورد) است که آن را با همکاری هنری ریکن و استنلی شاکتر نوشت. در این پژوهش میدانی، فستینگر یک فرقه مذهبی را مطالعه کرد که پیشبینی پایان دنیا را داشت. وقتی پیشبینی آنها غلط از آب درآمد، اعضای فرقه بهجای ترک باورشان، آن را توجیه کردند—نمونهای زنده از ناهماهنگی شناختی.
او همچنین مقالههایی درباره ارتباطات اجتماعی، ساختار گروهی، فشار گروهی، تصمیمگیری و دینامیک اجتماعی نوشته که در ژورنالهای معتبری مانند Journal of Abnormal and Social Psychology و Psychological Review منتشر شدهاند. آثارش همچنان در بسیاری از دورههای روانشناسی دانشگاهی تدریس میشود.
منابع
مقدمه ای بر نظریه های یادگیری؛ متیو اولسون، بی. آر. هرگنهان/ ترجمه علی اکبر سیف
نظریههای شخصیت؛ جس فیست، گرگوری فیست/ترجمه یحیی سید محمدی
نظریههای شخصیت؛ دوآن شولتز، سیدنی آلن شولتز/ترجمه یحیی سید محمدی
تاریخ روانشناسی؛ بی، آر، هرگنهان/ترجمه یحیی سید محمدی
تاریخ روانشناسی نوین؛ دوآن شولتز، سیدنی آلن شولتز/ترجمه علی اکبر سیف، حسن پاشا شریفی، خدیجه علی آبادی، جعفر نجفی زند
















