گیلفورد روانشناس شناختی آمریکایی بود که با نظریه ساختار هوش و تعریف تفکر واگرا، مفهوم خلاقیت را در روانشناسی بهصورت علمی بازتعریف کرد. در این مطلب با زندگی، نظریه و آثار مهم گیلفورد آشنا میشوید.

تولد: ۲۵ اسفند ۱۲۷۹ شمسی / ۲۵ ربیعالثانی ۱۳۲۰ قمری
درگذشت: ۲۷ شهریور ۱۳۵۶ شمسی / ۱۴ شوال ۱۳۹۷ قمری
دلیل شهرت: نظریه ساختار هوش و تعریف علمی خلاقیت و تفکر واگرا
جی. پی. گیلفورد با نام کامل Joy Paul Guilford در سال ۱۸۹۷ در نبراسکای آمریکا به دنیا آمد. او در دانشگاه کرنل تحصیل کرد و بعدها استاد روانشناسی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی شد. فعالیتهای علمی او در دوران جنگ جهانی دوم شامل طراحی تستهای شناختی برای نیروی هوایی بود که موجب تمرکز او روی ساختار ذهن انسان شد.
گیلفورد برخلاف دیدگاه سنتی که هوش را تنها با یک عدد (IQ) میسنجید، معتقد بود که هوش چندبُعدی است و بهسادگی قابل خلاصه شدن در یک عدد نیست. تلاشهای او در جهت گسترش مفاهیم خلاقیت و تواناییهای ذهنی، نقش مهمی در روانشناسی شناختی ایفا کرد.
مهمترین نظریه گیلفورد، نظریه «ساختار هوش» بود. او هوش را به سه بُعد اصلی تقسیم کرد: عملیات ذهنی، محتوا و محصولات. این سه بُعد بهطور ترکیبی منجر به بیش از ۱۲۰ نوع توانایی ذهنی مختلف میشوند.
یکی از مفاهیم کلیدی که گیلفورد معرفی کرد، تفکر واگرا (Divergent Thinking) بود؛ یعنی توانایی تولید ایدههای گوناگون برای حل یک مسئله، که پایهی خلاقیت محسوب میشود. در مقابل، تفکر همگرا (Convergent Thinking) فقط یک پاسخ صحیح دارد. گیلفورد خلاقیت را چیزی فراتر از هوش سنتی میدانست و معتقد بود که میتوان آن را سنجید، آموزش داد و تقویت کرد.
طبیعت تواناییهای انسانی – The Nature of Human Abilities
تحقیقات در خلاقیت – Creativity: Its Measurement and Development
تحلیل ساختار هوش – The Structure of Intellect
اندازهگیری استعداد ذهنی – Psychometric Methods


