مدارس هوشمند چندی است در ادبيات آموزشوپرورش کشور وارد شده است و فعاليتهای ارزشمندی نيز بهصورت پراكنده در اين حوزه انجام شده است.
وزارت آموزشوپرورش با الهام از آموزههای دينی و مقتضيات زمانی و دستيابی به اهداف عاليه نظام تعليم و تربيت و گسترش عدالت آموزشی، اقدام به تعریف ساختار، جایگاه، ساماندهی، شرایط و ضوابط توسعهی مدارس هوشمند براساس معیارهای علمی، بینالمللی و شرایط بومی در سطح كشور نموده است.
از اینرو برای نیل به این هدف، نیاز به همتی مضاعف داشته که ازجمله عوامل اصلی آن میتوان به تغییر نگرش در شیوهی آموزش و مدیریت مراکز آموزشی و پرورشی و نیز تأمین زیرساختها نمود.
مدارس هوشمند يك اقدام مدبّرانه در راستای سند چشمانداز نظام، تحول بنیادین آموزشوپرورش و سند توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات آموزشوپرورش و ضرورتی انکارناپذیر با هدف اجرای پيشرفتهترين روشهای مدیریتی و آموزشی و نگاه علمی و فناورانه به وضعيت كنونی نظام آموزشی كشور است که اعمال تغییر ساختار و معماری اجرایی در آنها باعث افزایش بهرهوری و مدیریت زمان برای مدیران، کارکنان، معلمان، دانشآموزان و همچنین اولیای دانشآموزان خواهد بود.
تعریف مدارس هوشمند
در مورد مدارس هوشمند تعاریف زیادی عنوان شده است ازجمله: مدرسهای که در آن روند اجرای کلیه فرآیندها اعم از مديريت، نظارت، كنترل، یاددهی_ یادگیری، منابع آموزشی و کمک آموزشی، ارزشیابی، اسناد و امور دفتری، ارتباطات و مبانی توسعه آنها، بر اساس فناوری اطلاعات و ارتباطات و در جهت بهبود نظام آموزشی و تربيتیِ پژوهش محور طراحی شده است را “هوشمند” میگویند.
به عبارتی دیگر، مدارس هوشمند مؤسسه آموزشي است كه در جهت فرآيند يادگيري و بهبود مديريت بهصورت سيستمي نظامیافته بازسازي شده تا كودكان را براي عصر اطلاعات آماده سازد و آموزش در آن هوشمند شده باشد؛ بنابراین نیاز کنونی جامعه آموزشی ما تغییر و حرکت بهسوی هوشمندسازی آموزش و آموزش بر اساس نیازها و استعدادهاست.
استفاده از فناوریهای نوین در قرن 21 تأثیرات عمیقی در زندگی اجتماعی انسان خواهد داشت و یقیناً آموزشوپرورش هم تحت این تأثیرات قرار خواهد گرفت.
مدارس هوشمند مدرسهای است كه علاوه بر استفاده از امكانات فيزيكي مدرسه و برنامههایی مانند ساير مدارس تلاش دارد تا با تجهيز به امكانات رایانهای و فناوریهای مربوطه كنترل و مديريت خود را بر اين اساس مبتني كند و محتواي اكثر دروس را الكترونيكي كرده و ارزشيابي و نظارت سيستم را هوشمند گرداند.
در اینگونه مدارس سيستم بر روي كامپيوتر مركزي مدرسه نصب میشود و با اتصال به تعداد زيادي از خطوط تلفن در طول شبانهروز آماده ارائه خدمات است.
اين سيستم امكاني را فراهم میآورد تا دانشآموزان، اوليا و معلمين و كادر مدرسه در تعامل هميشگي و پويا برنامه خود را بهپیش برند. امكان اطلاعرسانی صوتي و تصويري، ارتباط با مربيان، ارائه انتقادات و پيشنهادات، پرسش و پاسخ و ساير موارد ضروري ازجمله كاركردهاي مدارس هوشمند است.
در اين مدارس دانشآموزان با داشتن يك كامپيوتر در منزل هميشه با سيستم مدرسه خود در ارتباط خواهند بود لذا میتوان گفت مدارس هوشمند هیچوقت تعطيل نخواهد بود.
البته لازم است اين نكته يادآوري شود كه مدارس هوشمند بستر لازم براي مدارس مجازي نيز فراهم شود. ازجمله مهمترین ویژگیهای مدارس هوشمند اين است كه دانشآموزان با تفكر مستقل و ابراز خلاقيت توانمندي خود را به كار میگیرند و فضاي حاكم موجب بهکارگیری توانمندیهای مربيان، معلمان و اوليا براي تقويت آموزشوپرورش میگردد و بهطورکلی محيط مدرسه مشوق يادگيري و باعث ايجاد انگيزه و رغبت در مجموعه میشود.

مهمترین اهداف مدارس هوشمند
افزايش مشاركت عناصر مرتبط با سيستم مدرسه بهویژه اوليا، مربيان و دانشآموزان و فراهم كردن امكان تعادل بيشتر آنان با يكديگر مهمترین هدف يك مدرسه هوشمند است.
از طرفي دانشآموزان در چنين مدرسهای با فناوري الكترونيكي آشنا میشوند و توانمندي فردي خود را از اين طريق افزايش میدهند.
رشد همهجانبه در اين سيستم يكي ديگر از اهداف مورد نظر است چرا كه با تسلط به تمام مجموعه و بازخودگيري از روند پيشرفت توسط دانشآموزان آنان بهخوبی نقاط قوت و ضعف خود را تشخيص میدهند و به ياري سيستم براي رفع آن تلاش میکنند.
ايجاد تنوع و خارج شدن از شيوه يكنواخت و سنتي آموزشي ازجمله اهدافي است كه در صورت اجراي دقيق طرح میتواند بازده كاري را در مدرسه افزايش دهد.
دانشآموز در اين سيستم با اهميت زمان آشنا شده و بهخوبی میآموزند كه چگونه میتوان در كمترين زمان به خواستهها و نيازهاي خود از طريق استفاده از فناوري ارتباطي نائل آمد.
مدل مفهومی مدرسه هوشمند
مدارس هوشمند براساس مدل مفهومي شامل ابعاد اصلي زير هستند:
- زیرساخت توسعهیافته فناوري اطلاعات
- محيط ياددهي و يادگيري مبتني بر محتواي چندرسانهاي
- مدیریت مدرسه توسط سیستم یکپارچهی رایانه
- توانمندسازي معلمان در حوزه فناوری اطلاعات
- برقراري ارتباط یکپارچه رايانهاي با مدارس ديگر.
تأثیر هوشمندسازی کلاس در تعمیق و سرعت یادگیری دانشآموزان
از مهمترين ويژگيهاي مدارس هوشمند اين است كه دانشآموزان با تفكر مستقل و ابراز خلاقيت، توانمندي خود را به كار ميگيرند و فضاي حاكم موجب بهکارگیری توانمنديهاي مربيان، معلمان و اوليا براي تقويت آموزشوپرورش ميشود و محيط مدرسه زمينه يادگيري و ايجاد انگيزه و رغبت را در دانشآموزان فراهم ميکند.
هوشمند كردن مدارس علاوه بر افزايش كارايي كلاسها، با بهكارگيري كليپهاي آموزشي و نرمافزارهاي گوناگون به يادگيري دانشآموزان كمك ميكند؛ چراكه علاوه بر بُعد شنيداري، جنبه ديداري نيز به شكل بهتر به كمك آموزش ميشتابد.
دانشآموزان در مدرسه هوشمند نقش ياددهنده و يادگيرنده را بر عهده دارند. در اين مدرسه، برنامه درسي محدودكننده نيست و به دانشآموزان اجازه داده ميشود از برنامههاي درس خود فراتر گام بردارند. در اين مدرسه روش تدريس بر اساس دانشآموز محوري است. تأكيد بر مهارت فكر كردن و فراهم ساختن محيط ياددهي ـ يادگيري از راهبردها و خطمشیهای مدرسه هوشمند است.
در مدارس هوشمند كامپيوتر در نحوه تدريس و ارزشيابي تأثير ميگذارد و برنامههاي درسي را تا حدودي تغيير ميدهد. همچنین كامپيوتر جايگزين تختهسیاه و CD جاي دفتر مشق را ميگيرد.
دانشآموزان ميتوانند از طريق اينترنت اطلاعات بسياري را درباره هر موضوع كه بخواهند به دست آورند. در اين سيستم معلم و شاگرد هر دو توليد محتواي الكترونيكي و درس را بهصورت CD ارائه ميكنند.
در اين مدارس آموزش منحصر به معلم نيست و دانشآموز نقش اساسي در آموختن مباحث علمي دارد. دبيران با استفاده از محتواي درسي الكترونيكي موجب تفهيم بهتر مطالب درس و صرفهجويي در وقت ميشوند و دانشآموزان هم اين فرصت را دارند كه توانايي و قابلیتهای خود را آشكار و به توليد محتوا بپردازند.
كسب موفقيت دستيافتني است و ميزان آن به تلاش و پيگيري دانشآموزان و هدايت صحيح و جهتدار بستگي دارد. در اين روش روح پژوهش و جستوجوگري، جايگزين روحيه بيهدف دانشآموز خواهد شد و ركن اصلي براي هرگونه تغيير، تغيير در فكر است و ابزار و امكانات تنها وسيلهاي براي جامه عمل پوشاندن به افكار هستند.
دانشآموزان ميآموزند انبوهي از اطلاعات را پردازش كنند و از اين اطلاعات در جهت يادگيري بيشتر استفاده كنند. دانشآموزان حتي ميتوانند با منابع علمي جهان و معلمان و بچههاي مدارس ديگر ارتباط برقرار كنند.
هفت اصل كليدي در مدارس هوشمند عبارتاند از:
- دانش خلاق
- استعداد يادگيري
- توجه به فهم مطالب
- آموختن با هدف تسلط و انتقال آن
- ارزيابي آموختهها به شكل متمركز
- غلبه بر مشكلات
- مدرسه بهعنوان يك سازمان آموزشي
مطالعات نشان میدهد آموزش بهوسیلهی تابلوی هوشمند در میزان یادگیری دستور و ساختار جملات انگلیسی، افزایش میزان درک و فهم دانشآموزان از مطالب انگلیسی، یادگیری لغات و اصطلاحات انگلیسی، ارتقای مهارتهای نوشتاری زبان انگلیسی و در یادگیری مشارکتی تدریس زبان دوم دانشآموزان مؤثر است و برای یادگیری درس زبان در همهی پایهها و مقاطع راهنمایی و متوسطه و حتی دانشگاه از تابلوی هوشمند با روش یادگیری مشارکتی استفاده نمایند تا یادگیری بهتری صورت گیرد همچنین از الگوهای یادگیری تدریس به همراه تابلوی هوشمند تحقیق و پژوهش صورت گیرد با توجه به استعداد دانشآموزان برنامهای جداگانه برای تدریس داشته باشند.

تاریخچه مدرسه هوشمند
با گسترش فناوریهای ارتباطي و توسعه امكانات تكنولوژيكي در عرصه ارتباط، تمام سازماني خود را به سمت مكانيزه كردن سوق دهند تا از اين طريق بر سرعت و دقت انجام كارها افزوده و احتمال خطا توسط نيروي انساني را كاهش دهند.
نظام آموزشوپرورش نيز بهنوبه خود با وارد كردن فناوریهای ارتباطي در اين عرصه تلاش كرده تا حداكثر بهرهبرداری را از اين دستاورد بشري داشته باشد.
مدارس هوشمند در دنيا حاصل بهکارگیری از اين امكانات است. كشور مالزي در سال 1998 براي اولين بار بهعنوان نخستين كشوري بود كه مدارس هوشمند را در نظام آموزشوپرورش راهاندازی كرد و با ارائه الگوي موفق توانست تجربه خود را به ساير كشورها نيز منتقل كند و امروزه علاوه بر مالزي ديگر كشورها نيز براي هوشمند كردن مدارس خود اقدام کردهاند كه بهطور مثال میتوان از فرانسه بهعنوان كشوري موفق در اين عرصه نام برد.
شوراي عالي آموزشوپرورش كشورمان نيز در سال 1380 موضوع مدارس هوشمند را براي نخستين بار مطرح كرد كه با تأیید و تصويب اين شورا مقرر گرديد از سال 81 اين مدارس راهاندازی شوند اما به دلايلي كار متوقف شد تا اينكه با تأمین اعتبار و تصويب مجدد مقرر شده است كه در سال تحصيلي جديد طرح مدارس هوشمند در 4 دبيرستان شهر تهران به اجرا گذاشته شود.
موانع موجود بر سر راه مدارس هوشمند
اولين و شايد بزرگترین مانع در مسير طرح مدارس هوشمند باورهاي فرهنگي جامعه ما بهویژه اولياي دانشآموزان است. هنوز با توجه به گذشت چندين دهه از توليد اینگونه فناوریها متأسفانه فرهنگ استفاده از آن چندان رونق نيافته و مقاومتهای زيادي در اين مسير وجود دارد و در بسياري از خانوادهها تلقي نادرستي از اين مقوله موجب شده تا اين تكنولوژي بهعنوان يك نامحرم فرض شود و از ورود تجهيزات الكترونيكي به منزل خودداري شود لذا فرزندان چنين خانوادهای سخت با مشكل مواجه خواهند شد.
متأسفانه علیرغم پيشرفت قابلتوجه اين علم در دنيا به دلايل محدودي هنوز شبکههای ارتباطي كشور بسيار نامناسب است و برقراري تعاملات اينترنتي مخابراتي چندان آسان نيست.
خطوط عادي تلفن جوابگوي نيازمندان نبوده و اخلال در اين سيستم انگيزه كاري را از افراد سلب میکند، بنابراين مسئولان مربوطه میبایست چارهای اساسي براي رفع اين معضل بينديشند.
مشكل اقتصادي بسياري از خانوادهها براي تأمین حداقل يك دستگاه كامپيوتر يكي از مهمترین موانع موجود در مسير موفقيت مدارس هوشمند است و اين مسئله زماني بيشتر محسوس خواهد بود كه مدارس هوشمند در مناطق مختلف تعميم داده شود حتي در حال حاضر درصد قابلتوجهی از دانشآموزان مناطق برخوردار نيز امكان تهيه كامپيوتر در منزل را ندارند.
ویژگیهای مدارس هوشمند
در مدرسه هوشمند، برنامه درسي محدودکننده نيست و به دانشآموزان اجازه داده میشود از برنامه درسي خود فراتر گام بردارند. در اين مدرسه، روش تدريس براساس دانشآموز محوري است
تأكيد بر مهارتهای فكر كردن و فراهم ساختن محيط ياددهي ـ يادگيري، از راهبردها و خطمشیهای مدرسه هوشمند است.
مدرسه هوشمند مدرسهای است كه كنترل و مديريت آن مبتني بر فنآوری رایانهای و شبکهای انجام میشود و محتواي اكثر دروس آن الكترونيكي و سيستم ارزشيابي و نظارت آن هم هوشمند است.
در مدارس هوشمند، كامپيوتر جايگزين تختهسیاه و سي.دي جاي دفتر مشق را میگیرد. دانشآموزان میتوانند از طريق اينترنت اطلاعات بسياري درباره هر موضوع كه بخواهند به دست آورند. در اين سيستم، معلم و شاگرد هر دو توليد محتواي الكترونيكي و درس را بهصورت سي.دي ارائه میکنند.
در مدارس هوشمند آموزش منحصر به معلم نيست، بلكه ياددهي و يادگيري كاملاً تعاملي است و دانشآموزان نقش اساسي در آموختن مباحث علمي دارند.
در مدارس هوشمند، دبيران با استفاده از محتواي درسي الكترونيكي موجب تفهيم بهتر مطالب درسي و صرفهجویی در وقت میشوند و دانشآموزان هم اين فرصت را دارند كه توانايي و قابلیتهای خود را آشكار و به توليد محتوا بپردازند.
در اینگونه مدارس، كسب موفقيت دستیافتنی است و ميزان آن به تلاش و پيگيري دانشآموزان و هدايت صحيح و جهتدار بستگي دارد. در اين روش روح پژوهش و جستوجوگری قطعاً جايگزين روحيه بیهدف دانشآموزان خواهد شد.
در اين سيستم، ركن اصلي براي هرگونه تغيير، تغيير در فكر است و ابزار و امكانات تنها وسیلهای براي جامه عمل پوشاندن به افكار هستند.
در مدارس هوشمند معلمان میتوانند بهجای اينكه تلاش كنند خودشان پاسخى براى پرسشهای دانشآموزان پيدا كنند، از آنها بخواهند پاسخ پرسشهایشان را در رايانه پيدا كنند و براى بقيه بازگو كنند.
مدرسه هوشمند مدرسهای است كه با كمك فناوریهای نوين سیستمهای آموزشى و ديجيتالى هوشمند درصدد سرعت بخشى به فرآيند ياددهى، يادگيرى و بهبود مديريت بهصورت كاملاً نظامیافته باشد تا انسان عصر اطلاعات قادر به پردازش و دستهبندی و استفاده بهينه از منابع فنى دانش روز با توجه به طيف گسترده آن براى كشف استعداد خود و بروز خلاقیتها باشد.
مدارس هوشمند مدارسي هستند که مباني توسعه آنها استفاده از فناوريهاي نوين اطلاعات و ارتباطات ميباشد.
حضور فيزيکي داشته باشند و تفاوت آن با مدارس مجازي اين است که معمولاً به مدارس از راه دور گفته ميشوند مدرسه هوشمند با مدرسه مجازي فرق دارد، مدرسه هوشمند اگر بخواهد مطلوب باشد بايد دانشآموزان در آنکه دانشآموز و معلم ميتوانند کيلومترها از هم فاصله داشته باشند.
معلمين مدارس هوشمند الزامي به متخصص بودن در حوزه IT ندارند بلکه بايد بتوانند از سيستم اين مدرسه مطلع باشند و از امکانات آن خوب استفاده کنند. بهعنوان مثال يک معلم اين نوع مدارس بايد خوب بداند که منابع در کجاها وجود دارند که وقتي دانشآموز سؤالی مطرح کرد وي را به منابع مورد نظر راهنمايي کند.
مدرسه هوشمند مدرسهاي فيزيکي است که کنترل و مديريت آن، مبتني بر فناوري رايانه و شبکه انجام ميگيرد و محتواي اکثر دروس آن الکترونيکي و سيستم ارزشيابي و نظارت آن هوشمند است.
مدرسه هوشمند درواقع مرحله برتري در كاربري فناوري اطلاعات در نظام آموزش كشور است. مدرسه هوشمند، مدرسهای است كه مديريت و كنترل آن مبتني بر فناوري شبكه و رايانه است و محتواي بيشتر درسهای آن الكترونيكي است و نظام ارزشيابي و نظارت آن نيز هوشمند (الكترونيكي) است.
مدرسه هوشمند “دانشآموز– محور” است و در آن معلم نقش هدايتگر را دارد. دانشآموز بر منابع موجود در مدرسه يا شبکههای اطلاعرسانی بيروني نيز دسترسي دارد و در استفاده از منابع براي درسهای خود آزاد است. او از دو نوع محتوا استفاده ميكند: محتواي الكترونيكي – و محتوايي كه معلم توليد ميكند.
ارتباط والدين با اين مدرسه “بر خط” (online) است و از طريق اتصال بهوسیله تلفيقكننده يا مودم (modem) به رايانه مركزي مدرسه، اين امكان رادارند كه با مدير يا معلمان مدرسه ارتباط پيدا كنند و از وضعيت تحصيلي فرزند خود آگاه شوند.
بانك اطلاعاتي مدرسه بايد با استانداردهاي روز جهان مطابقت داشته باشد. كتابخانه اين مدرسه، يك كتابخانه الكترونيكي است و دانشآموز ميتواند بهصورت “برخط” (online) از آن استفاده كند. محیطهای گفتوگو، بحث و پرسش و پاسخ بهصورت همزمان و ناهمزمان در اين مدرسه فعال است.
در مدارس پيشرو و هوشمند، مسائلي از قبيل افت تحصيلي، ترك تحصيل، گريز و بيزاري از مدرسه در بين دانشآموزان كمتر به چشم میآید.
وظيفه مدارس پيشرو و هوشمند آن است كه مهارتهای زندگي را به دانشآموز بياموزد و فرصت تمرين آنها را نيز در كلاس و مدرسه به وجود آورد.
اين مدارس جهت ايجاد محيط ياددهي، يادگيري و بهبود نظام مديريتي مدرسه و تربيت دانشآموزان پژوهنده طراحي شده است.
در سيستم مدارس هوشمند، آموزش منحصر به معلم نيست، بلكه محيط ياددهي و يادگيري، كاملاً تعاملي است و دانشآموزان نقش اساسي در آموختن مباحث علمي دارند. در اين مدارس، استفاده از ابزارهاي الكترونيكي، موجب تفهيم بهتر مطالب درسي و صرفهجویی در وقت میشوند.
اگرچه طرح ايجاد و گسترش مدارس هوشمند و پيشرو در جامعه، طرحي مدرن است ولي نتيجه بخشي اين قبيل طرحهای مدرن، روش اجرايي و مديريتي مدرن میطلبد، در غير اين صورت، نوعي سرخوردگي مديريتي ايجاد میشود.
تأکید بر مهارتهای فكر كردن، تدريس ارزشها، فراهم كردن محيط ياددهي و يادگيري تعاملي، فراهم كردن انواع شیوههای آموزشي براي استعدادهاي مختلف، آگاهي دادن به اولياء در مورد آنچه در مدرسه واقع شده است و فراهم كردن فرصتهای همكاري افراد جامعه با مدرسه، ازجمله راهبردها و خطمشیهای مدارس هوشمند به شمار میرود.
در مدارس هوشمند، تمام دانشآموزان، مفاهيم آموزش را درك میکنند تا مقصود از آموزش خود را بدانند. از وظايف و مسئولیتهای خود در جامعه آگاه میشوند.

معلمين اين نوع مدارس بايد چگونه باشند؟
معلمين مدارس هوشمند الزامي به متخصص بودن در حوزه IT ندارند بلکه بايد بتوانند از سيستم اين مدرسه مطلع باشند و از امکانات آن خوب استفاده کنند. بهعنوان مثال يک معلم اين نوع مدارس بايد خوب بداند که منابع در کجاها وجود دارند که وقتي دانشآموز سؤالی مطرح کرد وي را به منابع مورد نظر راهنمايي کند.
آگاهي از IT توسط معلمان چه تأثیری ميتواند براي ارتفاع سطح کيفي مدارس داشته باشد؟
هدف آموزشوپرورش در هزاره سوم سوق دادن فضاي آموزشي به سمت آموزش کارآفريني است لذا بدون وجود اينترنت و دسترسي به ابزار فناوري اطلاعات و ارتباطات امکان رسيدن به اين هدف وجود ندارد لذا لازم است تمام معلمين عزيز و گرامي ما اينترنت را ابزار يادگيري خود و انتقال تجربيات خود به ديگران بدانند و کل جهان را خانوادهاي ببينند که ميتواند تجربيات خود را از هر کشوري به کشور ديگر انتقال دهد. وظيفه معلم در هزاره جديد آن است که آشنايي با اينترنت و زبان انگليسي را جزو برنامههاي کليدي و اساسي خود قرار دهد.
استفاده از دانش روز و اطلاعات اينترنت چگونه در مدارس امکانپذير ميشود؟
توسعه ICT (فناوري اطلاعات و ارتباطات) در حوزه آموزشوپرورش بايد به سمت مدرسه محوري هدايت شود زيرا در نهايت اين دانشآموزان هستند که ميبايد از طريق مدرسه خود به ساير نقاط و منابع اطلاعاتي در اطراف جهان وصل شوند بنابراين اگر مدرسه وبسایت مناسب داشته باشد و تمام درسها و تستها و ابزار کمکآموزشی نرمافزاري خود را بر روي آن قرار دهد که دانشآموزان بتوانند با ارتباط به وبسایت نياز اطلاعاتيشان را برطرف نمايند بهترين حالت خواهد بود.
متأسفانه در بعضي مدارس ما کامپيوتر و امکان دسترسي به اينترنت هست ولي هزينهاي براي ايجاد يک وبسایت و توليد محتوا و بهروزرسانی آن وجود ندارد که اين يک چالش عمده است که بايد هر چه زودتر حل شود.
براي آمادهسازي بچهها در مقطع زير دبستان و دبستان براي ورود به مدارس هوشمند چه کارهايي لازم است؟
در کشور ما هنوز در حوزه توسعه آموزشوپرورش و حتي آموزشهاي عالي سیاستگذاری مشخص و درستي صورت نگرفته است لذا اولين اقدام آن است که طبق سند راهبردي توسعه ICT در وزارت آموزشوپرورش، سياست و راهبرد مشخص شود در آن صورت ميتوان فهميد که چگونه مدرسهاي هوشمند ساخت تا از زير دبستان تا آموزش عالي از آن استفاده کنند.
نبود چنين راهبردها و سياستهايي باعث شده تصميمات در اين حوزه وابسته به افرادي باشد که مسئوليت قطعي اين کار را دارند و با رفتن آنها و آمدن مسئول جديد همه کارها دوباره از اول تکرار ميشود.
آموزش IT بهصورت کلان و زبان انگليسي بايد جزو اولويتها و سياست کلان سيستم آموزشي کشور باشد با توجه به اينکه زبان انگليسي يک زبان بينالمللي است و بسياري از مطالب موجود در اينترنت به زبان انگليسي است از طرف ديگر لزوم سوق يافتن به سمت آموزش الکترونيکي و مدارس هوشمند ما را ناچار ميسازد که اين دو مسئله را در سيستم آموزشي کشور قرار دهيم.
اولين مدارس هوشمند در چه کشوري و توسط چه کسي ساخته شد؟
گفته ميشود اولين مدارس هوشمند در سال 1996 در انگلستان تأسیس شد و سپس مالزي در برنامه توسعه خود در پروژه «بيست بيست» مدارس هوشمند را جزو يکي از برنامههاي ارسالی خود قرار داد.
براي ايجاد مدارس هوشمند چه مسائلي بايد در نظر گرفته شود و اصولاً تأسیس اين نوع مدارس نيازمند چه زيرساختها و لوازمي است؟
براي ايجاد اين نوع مدارس ابتدا بايد يک برنامه درازمدت را مدنظر داشت بهعنوان مثال مدرسهاي که امروز به نام هوشمند ايجاد ميشود ممکن است حتي بيشتر از 10 سال طول بکشد تا ابزار خود را که شامل زيرساخت ارتباطي، محتواي مناسب، آموزش معلمين، تغيير روشهاي آموزشي و فرهنگسازي والدين است کامل کند.
شکل اين نوع مدارس هم از نظر فيزيکي يعني چيدمان صندليها و کلاسها و هم از نظر معماري و شکل ساختمان متفاوت است و بايد فضا بهگونهای ايجاد شود که دانشآموز بهراحتی بتواند آزمايشگاهي را نيز در کنار ميز درسي خود داشته باشد.
از سوي ديگر معمولاً در اين کلاسها معلم نقش راهنما را داشته و بيشتر کار از طريق درگير کردن دانشآموز با مطالب انجام ميشود.
اين نحوه آموزش باعث ميشود که هر دانشآموز مطالب مورد نظر را هم از نظر تئوري و هم عملي درک نمايد و بداند که اگر در آينده به مشکلي برخورد کرد از چه جايي دسترسي به اطلاعات براي رفع مشکل خواهد داشت.
اهداف در نظام آموزشي سنتي و هوشمندانه چه تفاوتي دارد؟
در نظام آموزشي سنتي افزايش اطلاعات دانشآموز و معلمين هدف بوده است يعني نظام به دانشآموزي که وارد مدرسه ميشد بايد فقط اطلاعات ميداد و هرگز تصور اینکه خود دانشآموز نيز مولد باشد وجود نداشت اما اين اهداف بهکلی در حال از بين رفتن است، هدف جديد در نظامهاي آموزشي، آموزش براي اطلاعات نيست بلکه آموزش براي کارآفريني است بهطوری که دانشآموز در هر مقطع زماني که مدرسه را رها نمايد بتواند وارد محيط کار شود.
در کشورهاي معدودي که مدارس هوشمند دارند نتايج خوبي در اين زمينه به دست آوردهاند. در کشور ما نيز که چندين مدرسه هوشمند در چند سال گذشته راهاندازي شده فضاي فرهنگي خوبي را به وجود آورده ولي تعداد مدارس ايجاد شده در مقايسه با آنچه بايد باشد بسيار اندک است.
اين مدارس با چه مشکلات و چالشهايي روبرو هستند؟
گراني سيستمهاي آموزشي در هر سه بخش زيرساخت، توليد محتوا و نيروي انساني از مشکلات عمده و جدي آن ميباشد. در زيرساخت هنوز شبکه پرسرعت اينترنت، آنگونه که در کشورهاي توسعهیافته و در حال توسعه هست در کشور ما وجود ندارد در همين حوزه نبود نرمافزارهاي قوي و سيستمهاي نرمافزاري مديريت آموزشي بهوفور به چشم ميخورد، در بخش توليد محتوا فعاليت بسيار محدودي انجام شده که قطعات محتواهاي تولیدشده پاسخگوي نيازهاي حال و آتي اين نوع مدارس نيست.
شکل بعدي نبود نيروي انساني متخصص در اين حوزه است که هنوز سيستم آموزشي براي توليد چنين نيروي انساني در کشور ما تعريف نشده است لذا پيشبيني ميشود که سرعت توسعه مدارس مجازي و هوشمند در کشور ما زياد باشد اما جاي بسي اميدواري است که قدمهاي اول برداشته شده است.






