آیا داشتن تعصب مفید است؟

Rate this post

در ویدیوی آیا داشتن تعصب مفید است؟ پروفسور پاول بلوم درباره این عبارت که “تعصب، زاده‌ی جهل است” صحبت می‌کند.

بخشی از سخنرانی ویدیوی آیا داشتن تعصب مفید است؟

وقتی درباره‌ی تعصب و جانبداری فکر می کنیم، ذهنمون به سمت آدمای دیوانه و شروری می ره که کارای احمقانه و شر می کنند. ویلیام هزلیت، منتقد بریتانیایی، به طور اجمالی این ایده رو چنین بیان کرده: “تعصب زاده جهل است.” من امروز می خوام شما رو متقاعد کنم که چنین برداشتی اشتباهه. می خوام متقاعدتون کنم که تعصب و جانبداری طبیعی و در بیشتر موارد، منطقی و حتی اخلاقی هست، و به عقیده ی من، وقتی به این مهم پی ببریم، بهتر می تونیم زمانی که هرکدام از این دو به بیراهه می رن و نتایج وحشتناکی به بار میارند، سبک سنگینشون کنیم و بهتر درباره شون چاره اندیشی کنیم.

بیاید از کلیشه ها آغاز کنیم. شما به من نگاه می کنید، اسمم رو می دونید، یه سری حقایق هم راجع بهم می دونید، و می تونید یه سری قضاوتها در باره ام بکنید. می تونید درباره ی نژادم، وابستگی سیاسیم و عقاید مذهبیم، حدس هایی بزنید. و نکته اینجاست که این قضاوت ها در بیشتر موارد درست از آب در میان. ما تو این جور کارا خبره ایم. و تو این جور کارا خبره ایم چون توانایی ما در کلیشه ساختن درباره ی مردم یه جور خلق الساعه ی ذهنی نیست بلکه موردی مشخص از روندی کلی تره، بدین معنا که ما از ارتباط با اشیاء و آدم هایی که در دسته بندی های مختلف قرار می گیرن، تجربه هایی بدست آورده ایم و می تونیم این تجربه ها رو به موارد جدیدی از این دسته بندی ها، تعمیم بدیم. برای مثال، هریک از ما تجربه ی زیادی درباره ی صندلی، سیب و سگ داریم، و بر همین اساس، در مواجهه با نمونه های جدید، می تونیم حدس هایی بزنیم، صندلی برای نشستنه، سیب برای خوردنه، سگ پارس می کنه.

نظریه تکامل چیست؟
بخوانید

حالا ممکنه بعضی وقتا حدس های ما اشتباه باشن. ممکنه وقتی روی صندلی می شینید، بشکنه، ممکنه سیب مسموم باشه، یا سگ پارس نکنه، و در واقع، این تسی، سگ منه، که پارس نمی کنه. اما در بیشتر موارد، حدسامون درست از آب در میان. در بیشتر موارد حدسهامون چه در زمینه های اجتماعی، چه غیر اجتماعی، درستند، و اگه غیر از این بود، اگه نمی تونستیم درباره ی چیزای جدیدی که باهاشون برخورد می کنیم، حدس بزنیم، نسلمون از بین می رفت.

درواقع، هزلیت بعدها در مقاله ی ارزشمندش به این مهم اذعان می کنه که “بدون کمک تعصب و آداب و رسوم، نمی شود از یک طرف اتاق به طرف دیگر رفت: نمی شود در شرایط مختلف درست رفتار کرد و نمی توان در ارتباطات خود در زندگی هیچ احساسی داشت.” یا طرفداری رو در نظر بگیرید. بعضی وقتا دنیا رو به دو گروه “ما در مقابل آنها”، درون-گروه و برون-گروه تقسیم می کنیم، و بعضی وقتا که این کار رو می کنیم، می دونیم که داریم کار اشتباهی انجام می‌دیم، یه جورایی خجالت زده می شیم. اما بعضی وقتا هم به این کارمون افتخار می کنیم. و آشکارا تصدیقش می کنیم. مثال مورد علاقه ی من در این باره پرسشی است که یکی از حضار در یکی از مناظره های جمهوریخواهان پیش از انتخابات ریاست جمهوری، مطرح کرد.

سفر DNA – ضد نژادپرستی
غرقگی (flow)، راز خوشبختی
غرقگی (flow)، راز خوشبختی

مطالب مرتبط

No results found

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
صفحه نخست
فروشگاه
تماس با ما