زبان بدن

زبان بدن یا Body Language یکی از اجزای ارتباطات غیر کلامی است که در برقراری ارتباطات روزمره ما جایگاه بسیار پر رنگی دارد.
زبان بدن در متن زندگی ما قرار دارد، از ارتباطات روزانه ی ساده تا مذاکرات پیشرفته زبان بدن نتایجی که ما به دست می آوریم را تحت تاثیر قرار می دهد.

ما می توانیم با یادگیری زبان پیام های بهتری را در روابط کاری و اجتماعی خود ارسال و دریافت کنیم، به بیان بهتر وقتی زبان بدن را یاد می گیریم می توانیم کنترل بیشتری روی پیامی که می خواهیم ارسال کنیم داشته باشیم و پیام ها و رفتارهای دیگران را بهتر شناسایی کنیم.

با مطالعه مقاله زبان بدن می‌توانید الفبای زبان بدن را یاد بگیرید.

زبان بدن و مدل‌های مختلف مو

برخی از کارشناسان زبان بدن بر این باورند که مدل موی شخص می‌تواند نشان‌گر تصویر شخصی، کیفیت زندگی، میزان عمل‌گرایی، خودنمایی، اثرگذاری و پایگاه اجتماعی و اقتصادی فرد باشد. برخی نیز بر این باورند که موی شخص می‌تواند نشانگر بالندگی عاطفی و ناحیه‌ی زیستی باشد.

مدل‌های مختلف مو را در طول دهه‌های گذشته مفاهیم مختلفی داشته است. فرضاً، در دهه‌ی 60 و 70 قرن بیستم موی بلند شخص نشانه‌ی عصیانگری و شورشگری بود، اما امروزه در دهه‌ی 90 یک راننده‌ی کامیون بیابان نیز موهایش را بلند می‌کند تا بسان سلطان موسیقی راک جلوه کند.

باید توجه داشت که موهای بلند دختر 15 ساله تفسیر متفاوتی با موهای بلند یک زن 55 ساله دارد. درهرصورت، در این قسمت حتی‌المقدور اسرار شناخته‌شده‌ی انواع مدل مو را در اختیار شما قرار می‌دهیم. باید توجه داشت که نشانه خوانی باید همراه با نشانه‌های آشکار سایر ویژگی‌های فرد باشد تا بتواند فرد را به‌سوی تشخیص درست رهنمون شود.

زبان بدن

زبان بدن و موی مردان

  • زبان بدن و موی بلند و موی کوتاه

باور غالب این است که موی کوتاه نشانه‌ی محافظه‌کاری و سازگاری و موی بلند نشانه‌ی ماهیتی هنری و عصیانگری است. این باور گهگاه درست می‌نمایاند؛ ولیکن در همه‌ی موارد این‌گونه نیست، زیرا موهای بسیار کوتاه می‌تواند نشانه‌ی موارد زیر باشد:
فرد احتمالاً اهل ورزش است.
در حال طی کردن دوره‌ی نظام بوده و یا این‌که درگذشته یک نظامی بوده است.
شخص در سازمان و یا اداره‌ای کار می‌کند که مجبور است مویش را کوتاه نگه دارد.این امر می‌تواند نشان‌گر گرایش‌ها هنری، عصیانگری و مدگرایی باشد (درصورتی‌که مو به‌طور غریبی رنگ‌شده باشد و یا این‌که بسیار کوتاه باشد).
ممکن است نشانه‌ی محافظه‌کاری فرد باشد.
احتمالاً شخص به‌نوعی مشغول درمان بوده و یا این‌که این امر از ضرورت درمانی ناشی شده است.
احتمال دارد فرد این‌گونه بپندارد که جذاب‌تر می‌نمایاند.
فرد به دلیل راحتی و سهولت کاری، موی کوتاه را ترجیح می‌دهد.
اگرچه تأمل در خصوص موارد بالا می‌تواند برای تشخیص ماهیت اشخاص راهگشا باشد، لیکن بسندگی صرف به این ذهنیات و کلیشه‌ها می‌تواند بازدارنده باشد.

  • زبان بدن و موی آراسته

 مردی که با موی آراسته، سشوار کرده و تافت زده ظاهر می‌شود و این امر را با لباس و کفش گران‌قیمت همراه می‌کند، خواهان به رخ کشیدن موقعیت و پایگاه غبطه‌انگیز اجتماعی و شغلی خود است.
این حالت می‌تواند نشانه‌ی کامیابی اقتصادی، خود مهم پنداری و اثرگذاری بر روی دیگران باشد. معمولاً مردان این‌گونه برای موی سر خویش سرمایه‌گذاری پولی و زمانی نمی‌کنند. درهرحال، استنباطی که از این حالت می‌توان کرد این است که چنین مردانی بدین‌وسیله قدرت، توان مالی و برتری پایگاه اجتماعی خویش را به رخ دیگران می‌کشند.
بعلاوه، همین برداشت را می‌توان به ناخن‌های آراسته نیز تعمیم داد.

  • زبان بدن و نشانه‌های مرتبط با ریزش، کم‌پشتی و طاسی سر

مردانی که معدود تارهای موی باقیمانده بر روی سرخود را با دقت و وسواس محسوسی شانه می‌کنند و به‌اصطلاح به آن حالت می‌دهند، درواقع بدین‌وسیله خودخواهی خود را نشان داده و درعین‌حال نسبت به قضاوت و داوری دیگران غافل هستند. زمانی که من با چنین مردانی برخورد می‌کنم، نخستین سؤالی که به ذهنم خطور می‌کند این است که آیا این مرد نمی‌داند که ما چشم داریم و همه‌چیز را می‌بینیم. نکته‌ی قابل‌توجه این‌که این برداشت‌ها وحی منزل نیست و در همه‌ی حالات استثنا به چشم می‌خورد.
استفاده از کلاه‌گیس و کاشتن و ترمیم موی سر: مردانی که با ترمیم موی سر خویش کم‌پشتی و یا ریزش آن را جبران می‌کنند، بدین‌وسیله نخوت و فقدان اعتمادبه‌نفس خویش را نشان می‌دهند. بعلاوه، بدین‌وسیله فرد با جذاب نشان دادن خویش اعتمادبه‌نفس ازدست‌رفته را کسب می‌کند. درهرصورت، از نشانه‌های این نوع اقدامات ترمیمی مردان می‌توان به مواردی چون برخورداری از امکانات مادی، نقص زدایی و ظاهرگرایی اشاره کرد.

  • زبان بدن و استفاده از انواع کلاه‌ها

مردان طاسی که از کلاه بیس‌بال برای پوشش این نقیصه‌ی خود استفاده می‌کنند، درواقع در برابر پیر شدن از خود مقاومت نشان می‌دهند. دراین‌ارتباط باید به این نکته توجه کرد که بسیاری از مردان طاس برای حفاظت از فرق و کاسه‌ی سر خویش در برابر آفتاب سوزان از این کلاه‌ها استفاده می‌کنند؛ لیکن اگر مردان طاس در منزل نیز از این کلاه‌ها استفاده می‌کنند، این امر می‌تواند نشان‌گر فقدان خودباوری و اعتمادبه‌نفس باشد.

  • زبان بدن و موی رنگ‌شده

مردانی که موی سر خود را رنگ می‌کنند، عمدتاً خواهان پوشاندن موهای سفید خود هستند و بدین‌وسیله خود را جوان می‌نمایانند. روشن است که این وسیله در همه‌ی حالات و مقاطع سنی نمی‌تواند راهگشا باشد. فرضاً چنانچه مرد 75 ساله‌‌ای دارای موهای مشکی یکدست باشد، در آن صورت پنهان‌کاری کاملاً بی‌مورد است. درهرصورت، از ویژگی‌های این اشخاص می‌توان به خودخواهی، واقعیت گریزی و بسان کبک عمل کردن اشاره کرد.

زبان بدن و موی صورت مردان

  • زبان بدن و ریش و سبیل

برخی از مردم بر این باورند که ریش و سبیل می‌تواند نشانه‌ی راز آلودگی شخص باشد. باید توجه داشت که این برداشت درست نبوده و مردان به دلایل مختلف از موی صورت استفاده می‌کنند.

درهرصورت، بر اساس نظریه‌های زبان بدن ریش و سبیل می‌تواند به موارد زیر دلالت کند:

  • مرد می‌پندارد که بدین شکل جذاب‌تر می‌نمایاند.
  • مرد جوان بدین‌وسیله خود را سال دار می‌نمایاند.
  • با استفاده از ریش، فرد سن و سال و چروک‌های صورت خود را می‌پوشاند.
  • فرد بدین‌وسیله نقص صورت خود را می‌پوشاند.
  • مرد ریشو بدین شکل ماهیت عصیانگرانه‌ی خویش را می‌نمایاند.
  • مرد در جایی شاغل است که از این بابت محدودیتی را به شخص تحمیل نمی‌کنند.

دقیقاً به طول و شکل و شمایل ریش و سبیل مردان توجه کنید، زیرا ریش و سبیل‌های بلند می‌تواند گرایش‌ها سیاسی لیبرالیستی مردان را بنمایاند. از سوی دیگر، ریش و سبیل نامرتب، کثیف و ناآراسته می‌تواند نشانه‌ی ویژگی‌هایی چون کاهلی، دل‌مردگی، اختلالات و عوارض روحی و فیزیکی، فقدان قدرت داوری و سایر کاستی‌ها و نقایص بهداشتی باشد.

  • زبان بدن و موهای سایر قسمت‌ها

ابروان پرپشت و نامرتب و موهای زائد دماغ و گوش مردان، نشانه‌ی این است که این اشخاص به‌ظاهر خویش اهمیتی نمی‌دهند. برخی از این مردان بر این باورند که مرتب کردن و آراستن موهای این قسمت‌های صورت عملی نادرست و نامردانه است.

  • زبان بدن و مدل موی نامتعارف و نمایان

مدل و یا رنگ موی غیرعادی و نامتعارف می‌تواند دلالت بر موارد زیر داشته باشد.
ماهیت ناسازگار.
فرد ماهیتی عصیانگرانه و شورشی دارد.
فرد شیفته‌ی ماجراجویی است.
فرد گرایش‌ها مد پرستانه و هنری دارد.
فرد دارای شغلی نامتعارف بوده و سبکَ زندگی‌اش نامتعارف است.
شخص بدین‌وسیله خواهان عضویت در یک گروه هم‌سال خاص است.
سازگاری با مدل‌‌های غالب و حاکم در اجتماع.
بی‌توجهی به صورت‌های ظاهر.
میل به منحصربه‌فرد بودن و جلب‌توجه کردن.
تأثیرات فرهنگی (سن و سال فرد، نژاد و گروه‌های مختلف اجتماعی).

زبان بدن

زبان بدن و موی زنان

مدل موی زنان در قیاس با چگونگی موی مردان محدودیت چندانی ندارد، زیرا مردم آسان‌تر انواع مدل موی سر زنان را می‌پذیرند، چون مدگرایی عمدتاً از آن جنس مؤنث است. بااین‌وجود، موی سر نمایان و نامتعارف زنان نیز تعابیر و تفاسیر خاص خود را دارا هست.

  • زبان بدن و موهای کوتاه و بلند

بر اساس فرهنگ ما، جوانی و جذابیت جسمانی زنان با موی بلند تعریف و تبیین می‌شود. به همین دلیل، بلندی و کوتاهی موی زنان تفاسیر خاص خود را دارا هست. حال اگر علیرغم این نگرش فرهنگی زنی مویش را کوتاه نگه دارد، باید به موارد زیر توجه کرد:

موی زیبا، کوتاه و آراسته: این حالت می‌تواند نشان‌گر تمایلات هنری فرد بوده و درعین‌حال از برخورداری مالی حکایت کند. باری، هزینه کردن مبلغ قابل‌توجهی از درآمد برای آرایش مو می‌تواند نشانه‌ی اهمیت دادن به‌ظاهر شخصی، میل به پذیرفته شدن، اهمیت دادن به نظرات دیگران و احتمالاً عدم ایمنی باشد.

موی کوتاه معمولی زنان: چون نگه‌داشتن موی بلند دشوار و هزینه‌بر است، بسیاری از زنان موی خود را کوتاه می‌کنند تا از دنگ و فنگ نگهداری موی بلند در امان باشند. درهرصورت، از نشانه‌های بارز این حالت می‌توان از عمل‌گرایی فرد نام برد، به‌ویژه اگر این حالت با سایر ویژگی‌های عمل‌گرایی همراه شود.
موی بسیار کوتاه سبب توجه دیگران می‌شود: چنان چه لباس زنی زرق‌وبرق دار و زننده باشد، جلب‌توجه کردن این حالت مو نمود می‌یابد.
احتمال دارد که موی بسیار کوتاه دلالت بر ضرورت‌های درمانی داشته باشد. فرضاً، زنانی که شیمی‌درمانی می‌شوند، چاره‌ای جز این ندارند.

در رابطه با موهای بلند باید موارد زیر را از نظر گذراند:

چون فرهنگ ما موی بلند را نشانه‌ی جذابیت و زیبایی می‌داند، زنی که بیش از چهل سال سن دارد و درعین‌حال موهایش را به‌طور نمایانی بلند نگه می‌دارد، در برابر پیر شدن از خودش مقاومت نشان می‌دهد و اداواطوار جوانان و چشم نوازان را درمی‌آورد. از ویژگی‌های این زنان می‌توان به مواردی چون ذهنیت گرایی، رویا پردازی و واقعیت گریزی اشاره کرد.
موی بلند نمایان یک زن ممکن است حالت چشم‌نوازی نداشته باشد و این کیفیت سبب شود که بپندارد که بدین شکل جذابیت جنسی محسوسی کسب می‌کند.
موی بلند نامتعارف می‌تواند نشانه‌ی عصیانگری و ماهیت شورشی علیه آداب و سنن دست‌وپا گیر و بازدارنده باشد، زیرا بسیاری از زنان موی بلند نمایان را نشانه‌ی آزادی و فارغ بودن از هرگونه محدودیتی می‌دانند. حال اگر نوع لباس زن این برداشت را تقویت کند، در آن صورت این نشانه انکارناپذیر می‌شود.
موی بلند کثیف و ژولیده می‌تواند نشان‌گر خصوصیاتی چون فقدان قوه‌ی تشخیص و داوری، بیماری، کاهلی و تنبلی، تن‌آسایی، ماهیتی شورشی، دل‌زدگی و لاقیدی شخص باشد. در صورت کثیف بودن موی سر، برای خواندن زنان لازم است که به سایر شاخص‌های بهداشتی نیز توجه شود.

  • زبان بدن و موی پوش داده در زنان

پوش دادن مو می‌تواند نشان‌گر سالمندی زن بوده و درعین‌حال می‌تواند نمایانگر ناحیه‌ی زیستی زن باشد. فرهنگ حاکم بر مناطق مختلف سبب می‌شود که اشخاص اولویت و ارجحیت فرهنگی را در ظاهر خویش دخالت دهند.
این حالت تا حدی کم‌پشتی مو را جبران می‌کند و هم این‌که سبب صرفه‌جویی در هزینه‌های آرایشی می‌شود.

  • زبان بدن و رنگ مو

 رنگ کردن مو در بین این جنس طبیعی است. مگر آن‌که زنی مویش را به‌طور نامتعارفی رنگ کرده باشد و این رنگ کاملاً به چشم بخورد. از سوی دیگر، چنان چه زنی سفیدی مویش را بارنگ کردن بپوشاند، این امر می‌تواند گویا باشد. برای مثال، این اشخاص متوسل به تمارض و وانمود کردن نشده و واقعیت سنی خویش را به‌راحتی پذیرا می‌شوند. در برابر این گروه، اشخاصی هستند که به دلایل حساسیت‌های آلرژیکی اقدام به رنگ کردن نمی‌کنند. درهرصورت، در هنگام خواندن شخصیت زنان باید ظرایفی ازاین‌دست نیز لحاظ شود.

  • زبان بدن و موی صورت و تن زنان

در ایالات‌متحده، هنجار غالب فرهنگی این است که زنان موهای زیر بغل را زدوده و پاهای خود را عاری از هرگونه موی زبر سازند. به‌علاوه، موهای ابرو نیز باید آراسته باشد. زنی که هراسی از رویش مو در تنش ندارد، باید به فرهنگ دیگری تعلق داشته باشد.

غلبه بر افسردگی
بخوانید

باری، زنی که در ایالات‌متحده متولدشده باشد، ولیکن اقدام به زدودن موهای نواحی مختلف تنش نکند، می‌تواند نشانه‌هایی چون عصیانگری، دل‌بستگی به باور رهایی و طبیعت باوری را به دست دهد. از سایر نشانه‌ها نیز می‌توان به افسردگی، کاهلی، دل‌زدگی و راحت‌طلبی اشاره کرد.

از سوی دیگر زنی که دستی به سر و صورت خویش نمی‌کشد و نسبت به موهای پراکنده‌ی صورت و ابروی خود بی‌توجه است، بدین‌سان اعتراض خود را نسبت به هنجارها و قیودات تحمیلی جامعه می‌نمایاند و اهمیتی به نظر دیگران در این خصوص نمی‌دهد. بعلاوه، شاید کیفیت بزرگ شدنش بر اساس باورهای خاصی بوده باشد.

زبان بدن

زبان بدن و کف دست

از دیرباز، کف دست‌باز نشانه‎‎ی حقیقت، صداقت، بیعت و تسلیم بوده است. بسیاری از سوگندها با قرار دادن کف دست بر روی قلب صورت می‎گیرد و زمانی که شخصی در حال ادای شهادت در دادگاه است، کف دست خود را نمایان می‎کند؛ کتاب مقدس را در دست چپ می‎گیرد و کف دست راست را برای مشاهده‎ی حضار بالا می‎برد.
در برخوردهای روزمره، مردم از دو حالت اساسی کف دست استفاده می‎کنند. در حالت اول، کف دست رو به بالا هست که علامت گدایی برای پول یا غذا است. در حالت دوم، کف دست رو به پایین قرار می‎گیرد، انگار چیزی را پایین نگه‌داشته یا از بالا آمدنش ممانعت می‎کند.
یکی از معتبرترین روش‎ها در تشخیص این‌که شخصی صادق و شریف است یا خیر‌، مشاهده‎ی حالات کف دست است.

همان‌طور که یک سگ برای اظهار تسلیم و سلطه‎پذیری، گردن خود را جلو می‎آورد، انسان هم از کف دست‎هایش برای اظهار همین رفتار یا احساس استفاده می‎کند. به‌عنوان‌مثال، زمانی که شخصی می‎خواهد کاملاً صادق و رک باشد، یک یا هر دو کف دست خود را در برابر طرف مقابل نمایان می‎کند و احتمالاً می‎گوید، «بگذار کاملاً رک باشم» زمانی که شخصی رفتاری صادقانه در پیش می‎گیرد و یا شروع به گفتن حقیقت می‎کند کف دست‎هایش یا بخشی از آن‎ها را برای طرف مقابل نمایان می‎کند.

همانند اکثر حرکات بدن، این حرکت کاملاً ناآگاهانه انجام می‎شود و بدین ترتیب شمارا متوجه صداقت شخص دیگر می‎کند. کودک هنگام دروغ‎گویی یا پنهان کردن یک‌چیز، کف دست‎هایش را پشت خود قایم می‎کند. هم‌چنین، شوهری که می‎خواهد به همسر خود دروغ بگوید، دست‎هایش را در جیب خود می‎گذارد یا دست‌به‌سینه می‎شود و این حرکت، همسر وی را متوجه کتمان حقیقت می‎کند. اغلب به فروشنده‎ها می‎آموزند، چنان چه مشتری دلیلی برای نخریدن محصول آن‎ها ارائه می‎کند، به کف دست‎هایش نگاه کنند، زیرا دلایل معتبر فقط با کف دست‎های نمایان همراه است.

  • استفاده‎ی عمدی از کف دست برای فریب دادن

این سؤال شاید به ذهن خواننده برسد که «اگر کف دست‎هایم به هنگام دروغ‎گویی نمایان باشد، مردم گفته‎ی مرا باور خواهند کرد؟» پاسخ به این سؤال آری و خیر است. اگر یک دروغ آشکارا با کف دست‎های نمایان همراه کنید، شاید برای شنوندگان خود ریاکار به نظر برسید، زیرا خیلی دیگر از حرکاتی که باید به هنگام صداقت نمایان باشند، وجود ندارند و حرکات منفی که هنگام دروغ‎گویی استفاده می‎شوند، با کف دست‎های باز متناقض است.
همان‌طور که قبلاً ذکر شد، کلاه‌بردارها و دروغ‎گوهای حرفه‎‎ای کسانی هستند که می‎توانند دروغ‎های خود را هنرمندانه با علائم غیرکلامی تکمیل کنند. هر چه استفاده‎ی کلاه‌بردار از رفتار غیرکلامی حاکی از صداقت به هنگام دروغ‎گویی ماهرانه‎تر باشد، حرفه‎ی او بهتر انجام می‎شود.
البته می‎توانید هنگام برقراری ارتباط با دیگران، باز کردن کف دست‎ها را تمرین نمایید و خود را محق‎تر جلوه دهید؛ از طرفی، هرقدر که حرکات کف دست‎های باز تبدیل به یک عادت شود، تمایل به دروغ‎گویی نیز کمتر می‎شود. نکته‎ی جالب اینجاست که اکثر مردم به‌سختی می‎توانند با کف دست‎های باز دروغ بگویند و درواقع استفاده از این حرکت، شاید بر کاهش دروغ‎گویی تأثیر داشته باشد و مردم را تشویق کند که با شما صادق باشند.

  • قدرت کف دست

یکی از اشارات غیر کلامی که کمترین توجه را به خود معطوف داشته اما از بیشترین قدرت برخوردار است، توسط کف دست انسان ارائه می‎شود؛ و زمانی که به نحو صحیح مورداستفاده قرار گیرد توشه‎ای از اقتدار برای استفاده‎کننده‎اش فراهم می‎کند و قدرت صدور فرمان سکوت به دیگران را می‎دهد.
در حرکات کف دست، سه حالت اصلی وجود دارد: کف دست رو به بالا، کف دست رو به پایین و کف دست‌بسته با یک انگشت به حالت اشاره. تفاوت بین این سه حالت، با یک مثال مشخص می‎شود: فرض کنیم که از شخصی درخواست می‎کنید که جعبه‎ای را بلند کند و به نقطه‎ی دیگری در همان اتاق حمل کند. فرض را بر این می‎گذاریم که شما از یک نوع آهنگ صدا، کلمات و حالت چهره استفاده می‎کنید و فقط حالت کف دست‎های خود را تغییر می‎دهید. حالت کف دست رو به بالا به‌عنوان یک حرکت غیر تهدیدآمیز و سلطه‎پذیر استفاده می‎شود که یادآور التماس گدای خیابانی است.

شخصی که از او درخواست حرکت دادن جعبه شده است، احساس نمی‎کند که درخواست همراه با فشار است و در یک وضعیت معمولی مافوق یا زیردست، از این درخواست احساس تهدید شدگی نمی‎کند. زمانی که کف دست برگشته و به سمت پایین است، بلافاصله اقتدار را تداعی می‎کند. شخصی که از او چنین درخواستی شده، احساس می‎کند که برداشتن جعبه یک فرمان است و شاید نسبت به شما احساس دشمنی بکند، که این بستگی به نوع ارتباط شما با او دارد.
به‌عنوان‌مثال، اگر شخصی که از او این درخواست را نموده‎اید، همکار هم‌تراز شما است، می‎تواند درخواست شمارا که با کف دست رو به پایین همراه بوده رد کند؛ اگر کف دست شما به سمت بالا باشد، تمایل بیشتری به پذیرفتن درخواست شما نشان می‎دهد. اگر شخصی که این درخواست از او می‎شود، زیردست شما باشد، این حرکت قابل‌قبول است زیرا شما از اقتدار لازم برای استفاده از آن برخوردار هستید.
استفاده از انگشت اشاره یکی از ناراحت‌کننده‌ترین اشاراتی است که یک شخص می‎تواند در حین صحبت کردن به کار ببرد، به‌خصوص موقعی که همراه با کلمات سخنگو ضربه بزند. اگر شما عادت به این کاردارید، توجه خود را به حرکات کف دست رو به پایین و بالا معطوف نمایید. به‌زودی درمی‌یابید که رفتار راحت‎تری توسط شما ایجاد می‎شود و اثر مثبت‎تری بر دیگران می‎گذارید.

زبان بدن

زبان بدن و مصافحه (دست دادن)

مصافحه یادگاری از زمان انسان غارنشین است. هر زمانی که انسان‎های غارنشین باهم ملاقات می‎کردند، دست‎های خود را به هوا می‎بردند و کف دست را نمایان می‎کردند تا مشخص شود که هیچ‌گونه سلاحی در دست ندارند یا پنهان نکرده‎اند. با گذشت قرن‎ها، حرکت «کف دست در هوا» اصلاح شد و به کف دست روی قلب و انواع دیگر حرکات تغییر یافت. نوع امروزی این رسم قدیمی برای ادای احترام،‌ قفل‌کردن کف دست‎ها درهم و دست دادن است که در اغلب کشورهای انگلیسی‌زبان، به هنگام شروع ملاقات و نیز خاتمه‎ی آن، اجرا می‎شود. دست‎ها معمولاً بین پنج‌تا هفت بار حرکت داده می‎شوند.

  • زبان بدن و دست دادن سلطه‎پذیر و سلطه‎گر

با توجه به مطالبی که درباره‎ی تأثیر فرمان دادن با کف دست رو به بالا و یا رو به پایین گفتیم، حال اجازه دهید اهمیت این دو حالت کف دست را به هنگام دست دادن بررسی نماییم.
فرض کنید برای اولین بار با شخصی آشنا شده‎اید و طبق رسم همیشگی برای ادای احترام با یکدیگر دست می‎دهید. با این کار یکی از سه نگرش اساسی از طریق دست دادن انتقال پیدا می‎کند که عبارت‌اند از سلطه‎گرانه: «این شخص سعی می‎کند بر من مسلط باشد. بهتر است مراقب باشم»، تسلیم آمیز: «من می‎توانم بر این شخص مسلط باشم. او طبق خواسته‎ی من عمل می‎کند» و برابر: «من این شخص را دوست دارم. باهم سازگار خواهیم بود». این سه نگرش می‎تواند ناآگاهانه انتقال پیدا کند و با تمرین و کاربرد آگاهانه‎ی روش‎های دست دادن که در زیر آمده می‎توانید یک اثر فوری بر شخص داشته باشید.

اطلاعات این بخش نمایانگر گوشه‎ای از نتایج مطالعات مستند روش‎های کنترلی دست دادن است. نگرش سلطه‎گرانه، با برگرداندن دست، به‌طوری‌که در هنگام دست دادن، کف دست به سمت پایین باشد انتقال پیدا می‎کند. نیازی نیست که کف دست مستقیماً رو به زمین باشد، اما نسبت به کف دست شخص، می‎باید به سمت پایین باشد و این برای او بدین معنی خواهد بود که شما مایلید در رابطه‎تان کنترل و سلطه داشته باشید. مطالعات انجام‌شده روی پنجاه‌وچهار مدیر ارشد موفق نشان داد که نه‌تنها 42 نفر آن‎ها آغازگر دست دادن بودند، بلکه از روش سلطه‎گرانه نیز استفاده نمودند.
همان‌طور که یک سگ برای نشان دادن حالت تسلیم به پشت غلت می‎خورد یا گردن خود را جلو می‎آورد، انسان از کف‌دستی که رو به بالا است، برای نشان دادن تسلیم به دیگران استفاده می‎کند. این حرکت به‌خصوص زمانی مهم است که می‎خواهید طرف مقابل کنترل داشته باشد یا احساس کند که بر وضعیت مسلط است.

اعتیاد به اینترنت
بخوانید

البته، با این‌که دست دادن با کف دست رو به بالا نشان‎گر تسلیم است، موقعیت‎های متعادل‎تری نیز شاید وجود داشته باشد که باید آن‎ها را در نظر گرفت. به‌عنوان‌مثال، شخصی که از آرتروز دست رنج می‎برد، ناچار است به علت وضعیتش کمتر فشار بیاورد، لذا برگرداندن کف دست او به حالت تسلیم،‌ بسیار آسان است.

افرادی که در حرفه‎ی خود از دست‎هایشان استفاده می‎کنند، مانند جراحان و هنرمندان و نوازندگان نیز شاید در دست دادن کمتر فشار بیاورند و این فقط به خاطر مراقبت از دست‎هایشان است. اشارات و حرکاتی که پس از دست دادن دنبال می‎شوند، راهنمایی‎های بیشتری برای سنجش شخص ارائه می‎دهد ـ شخص مطیع از علائم سلطه‎پذیر استفاده می‎کند و شخص سلطه‎گر علائم پرخاشگرانه‎تری به کار می‎برد.
زمانی که دو شخص سلطه‎گر با یکدیگر دست می‎دهند، یک مبارزه‎ی نمادین روی می‎دهد؛ درحالی‌که هر یک سعی می‎کند کف دست دیگری را به حالت تسلیم برگرداند، کف دست هر دو در یک حالت عمودی قرار می‎گیرد و هر دو در یک حالت عمودی قرار می‎گیرد و هر یک حس احترام و تفاهم را به دیگری انتقال می‎دهد. این روش گرفتن دست به‌طور عمودی، روشی است که یک پدر زمانی که می‎خواهد به پسرش «دست دادن مثل یک مرد» را یاد بدهد، از آن استفاده می‎کند.
زمانی که با یک شخص سلطه‎گر روبه‎رو می‎شوید، نه‌تنها مشکل می‎توان کف دست او را به حالت تسلیم برگرداند، بلکه انجام این عمل بسیار واضح است. روش ساده‎ای برای خنثی کردن دست دادن سلطه‎گرانه وجود دارد که علاوه بر برگرداندن کنترل به سمت شما، با تجاوز به حریم شخصی طرف مقابل، او را ناراحت می‎کند. برای آموختن این روش «خلع سلاح» باید به تمرین جلو آوردن پای چپ خود درحالی‌که دست خود را برای دست دادن جلو می‎آورید، بپردازید. سپس پای راست خود را به جلو بیاورید؛ و روبه‎روی او به سمت چپ حرکت کنید و وارد حریم شخصی‎اش شوید. حال،‌پای چپ خود را به‌طرف پای راست بیاورد تا این حرکت کامل شود؛ سپس با او دست بدهید.
این شیوه باعث می‎شود که حالت دست دادن طرف مقابل به حالت تسلیم برگردد. هم‌چنین باعث می‎شود که با ورود به حریم خصوصی او، کنترل به دست شما بیفتد. شیوه‎ی دست دادن خود را بررسی نمایید و مشخص نمایید که هنگام دست دادن، با پای چپ به جلو می‎روید یا با پای راست. اکثر مردم راست‌پا هستند؛ ازاین‌رو زمانی که با شخصی سلطه‎گر روبه‌رو می‎شوند، در وضعیت نامطلوبی قرار می‎گیرند زیرا انعطاف کم یا فضای اندکی برای حرکت کردن در قلمرو مصالحه دارند، لذا شخص دیگر کنترل را به دست می‎گیرد. به تمرین دست دادن با جلو گذاشتن پای چپ بپردازید؛ متوجه می‎شوید که خنثی کردن یک شخص سلطه‎گر و در دست گرفتن کنترل، نسبتاً ساده است.

  • چه کسی اول دست جلو می‎برد؟

با این‌که دست دادن به هنگام آشنایی با شخصی برای اولین بار، عموماً یک رسم قابل‌قبول است، در بعضی موقعیت‎ها، شاید صحیح نباشد که شما آغازگر دست دادن باشید. نظر به این‌که دست دادن یک علامت خوش‌آمد گویی است، قبل از شروع دست دادن، مهم است که چند سؤال را از خود بپرسید: آیا از من استقبال می‎شود؟ آیا این شخص از ملاقات با من خوشحال است؟

فروشنده‎ها می‎آموزند که اگر با خریداری که بدون خبر و بدون دعوت به ملاقاتش رفته‎اند، اول دست بدهند، ممکن است پیامدی منفی به وجود بیاید، زیرا خریدار شاید مایل به استقبال از آن‎ها نباشد و بدین ترتیب مجبور به انجام کاری شود که دوست ندارد. هم‌چنین، کسانی که دچار آرتروز می‎باشند یا آن‎هایی که دست‎هایشان ابزار حرفه‎ی آنان است، شاید اگر مجبور به دست دادن شوند، حالت تدافعی بگیرند. به فروشنده‎های کارآموز آموخته می‎شود که در چنین موقعیت‎هایی بهتر است که منتظر شوند تا طرف مقابل پیش‌دستی کند و اگر نکرد، سرخود را به علامت سلام تکان دهند.

  • زبان و روش‎های دست دادن

در دست دادن، فشار آوردن با کف دست به سمت پایین به‌طور حتم پرخاشگرانه‎ترین روش است زیرا فرصت کمی به دریافت‌کننده برای تعیین یک ارتباط برابر می‎دهد. این نوع دست دادن مختص اشخاص سلطه‎گر و پرخاشگری است که همیشه آغازگر نیز هستند. محکم دست دادن با کف دست رو به پایین، دریافت‌کننده را مجبور می‎کند که به یک حالت سلطه‎پذیر درآید زیرا او ناچار است در پاسخ، کف دست را رو به بالا بگیرد.
چندین روش جهت خنثی کردن «فشار با کف دست به سمت پایین» وجود دارد. شما می‎توانید از شیوه‎ی قدم به راست استفاده نمایید، اما گاهی اوقات این کار دشوار است زیرا دست شخصی که آغازکننده‌ی دست دادن است، اغلب سفت و کشیده است و مانع از اجرای این شیوه می‎شود. یک حرکت ساده، گرفتن بالای دست طرف مقابل قبل از دست دادن با وی است.

چنین شیوه‎ای، شما را تبدیل به‌طرف سلطه‎گر می‎کند زیرا نه‌تنها کنترل را به دست دارید، بلکه دست شما در وضعیت برتر و روی دست او قرارگرفته، درحالی‌که کف دست شما نیز رو به پایین است. ازآنجایی‌که این برخورد می‎تواند برای مهاجم خجل کننده و آزاردهنده باشد، پیشنهاد می‎گردد با مراقبت و احتیاط به کار گرفته شود.

مصافحه‎ی «دستکشی» گاهی اوقات مصافحه‎ی سیاستمداران نیز نامیده می‎شود. در این نوع دست دادن،‌شخص آغازکننده یک فرد قابل‌اعتماد و صادق را در ذهن شخص مقابل تداعی می‎کند، اما چنان چه این شیوه برای شخصی که به‌تازگی با او آشنا شده‎اید به کار برود، تأثیر معکوس می‎گذارد و شخص مقابل (دریافت‌کننده‌ی مصافحه) در مورد قصد و نیت احساس تردید می‎کند. روش دست‎کشی باید فقط برای اشخاصی که آشنایی کامل با آغازکننده‌ی مصافحه دارند، به کار برود.

تنها تعداد معدودی از مصافحه‎ها به‌اندازه‌ی مصافحه‎ی «ماهی مرده» غیرقابل‌پذیرش هستند، به‌خصوص اگر دست سرد یا نوچ باشد. حس نرمی و بی‎روحی مصافحه‎ی «ماهی مرده» آن را به‌عنوان یک روش غیردوستانه در سراسر جهان شناسانده و اغلب مردم آن را به افرادی که ازنظر شخصیت ضعیف هستند نسبت می‎دهند که دلیل عمده‎ی آن برگرداندن راحت کف دست به سمت بالا است. نکته‎ی جالب این است که بسیاری از مردمی که از این روش استفاده می‎کنند، از عمل خود ناآگاه می‎باشند،‌ بنابراین بهتر است قبل از این‌که راجع به روش موردنظر مصافحه‎ی خود در آینده تصمیم‌گیری نمایید، از دوستان خود راجع به روشتان در دست دادن نظر خواهی کنید.
روش «خردکننده‌ی انگشتان» علامت انحصاری تیپ پرخاشگر است. متاسفانه، هیچ راه مؤثری برای برطرف کردن آن وجود ندارد. مگر توهین کلامی یا یک حرکت فیزیکی مانند کوبیدن مشت به بینی طرف!
روش «دست سفت و کشیده» نیز همانند روش فشار آوردن با کف دست رو به پایین،‌ معمولاً توسط افراد پرخاشگر استفاده می‎شود که هدف اصلی آن حفظ فاصله و جلوگیری از ورود شما به حریم خصوصی (صمیمی) آغازکننده‌ی مصافحه است.

این روش هم‌چنین توسط افرادی که در روستا بزرگ‌شده‌اند و از حریم خصوصی بزرگتری برخوردارند، جهت حمایت از این حریم استفاده می‎شود. روستاییان البته، هنگام دست دادن به این روش معمولاً به سمت جلو خم می‎شود یا حتی روی یک‌پا می‎ایستند (ویدیوی استرس و زبان بدن را مشاهده کنید).

روش «گرفتن نوک انگشتان» مانند روش «فشاری» است؛ فقط مسئله اصلی فراموش‌شده است ـ شخص استفاده‌کننده از این روش، اشتباهاً انگشتان طرف مقابل را در دست می‎گیرد. در این روش با این‌که آغازکننده‌ی عمل دست دادن به‌ظاهر رفتاری علاقه‎مند نسبت به‌طرف مقابل دارد، اما درواقع فاقد اعتمادبه‌نفس است. همانند روش «فشاری» هدف اصلی از گرفتن نوک انگشتان، حفظ فاصله‎ی فیزیکی مناسب و راحت است.
روش «کشیدن طرف مقابل» (دریافت‌کننده‌ی مصافحه) به داخل حریم خود، یکی از دو تعبیر زیر را دارد: اول، آغازکننده دارای شخصیتی نامطمئن است که فقط در حریم شخصی خود احساس امنیت می‎کند؛ دوم، آغاز کننده از فرهنگی برخوردار است که حریم خصوصی (صمیمی) کوچکی دارد و بنابراین رفتار او طبیعی است.

مقصود از مصافحه‎ی دودستی نشان دادن صداقت،‌ اعتماد یا عمق احساسات نسبت به‌طرف مقابل (دریافت‌کننده‌ی مصافحه) است. در اینجا دو عامل مهم باید در نظر گرفته شود. اول، دست چپ برای منتقل ساختن احساسات اضافی که آغازکننده مایل است انتقال دهد، مورد استفاده قرار می‎گیرد و میزان آن وابسته به مسافتی است که دست چپ آغاز کننده بر روی دست راست دریافت‌کننده به سمت بالا حرکت میکند. به‌عنوان‌مثال، گرفتن آرنج، به معنای انتقال احساسات بیشتری نسبت به گرفتن مچ دست هست و گرفتن شانه، بیش از گرفتن بالای دست انتقال می‎دهد.

دوم این‌که دست چپ آغازکننده عامل نفوذ به حریم خصوصی و یا بسیار خصوصی دریافت‌کننده است. به‌طورکلی،‌ در دست گرفتن مچ و آرنج تنها بین دوستان نزدیک یا خویشاوندان قابل‌قبول است و در این موارد دست چپ آغازکننده‌ی مصافحه فقط به حریم خصوصی (صمیمی) گیرنده‎ی مصافحه نفوذ می‎کند. در دست گرفتن شانه و بالای دست به معنای ورود به حریم بسیار خصوصی است که حتی ممکن است شامل تماس بدنی نیز بشود.

این روش‎ها می‎باید فقط در افرادی که یک پیوند نزدیک احساسی دارند به کار رود. اگر آغازکننده‌ی مصافحه دلیل خوبی برای مصافحه‎ی دودستی نداشته باشد، گیرنده‎ی مصافحه بدگمان می‎شود و به نیت آغاز کننده اعتماد نمی‎کند.

این امری عادی است که سیاستمداران هنگام ملاقات بارأی دهندگان و فروشنده‎ها در ملاقات با مشتریان جدید، مصافحه‎ی دودستی به کار ببرند بدون این‌که متوجه باشند این عمل یک نوع خودکشی اجتماعی است و اثری منفی بر دریافت‌کننده می‎گذارد.

زبان بدن

زبان بدن و سیگار کشیدن

سیگار یک نمود خارجی از مبارزه‌ای داخلی است که ارتباط زیادی با اعتیاد به نیکوتین ندارد. در واقع یکی از فعالیت‌های جایگزین است که توسط مردم در جامعه پرتنش امروزه برای تخلیه‌ی فشارهای روحی که براثر برخوردهای اجتماعی و کاری به وجود می‌آید، به کار می‌رود. به‌عنوان‌مثال، اغلب مردم درحالی‌که در اتاق انتظار دندان‌پزشک منتظر هستند، فشار روحی را تجربه می‌کنند.

آموزش صبر و بردباری به کودکان خود
بخوانید

درحالی‌که یک فرد سیگاری با سیگار کشیدن نگرانی و ناراحتی خود را پنهان می‌کند، افراد غیر سیگاری با انجام آداب دیگری پیغام می‌دهند که نیاز به قوت قلب دارند. این آداب شامل آراستن خود، جویدن ناخن، ضربه زدن با دست یا پا، مرتب کردن آستین، خاراندن سر، بازی کردن با انگشتر یا کراوات می‌شود.

بر اساس نظریه‌های زبان بدن حالات سیگار کشیدن می‌توانند نقش مهمی در بررسی رفتار یک شخص ایفا کنند، زیرا معمولاً بر اساس یک رفتار قابل پیش‌بینی و طبق آداب‌ورسوم اجرامی شود که می‌تواند به ما راهنمایی‌های مهمی از رفتار شخص بدهد.

  • زبان بدن و پیپ

 افرادی که پیپ می‌کشند، آدابی شامل تمیز کردن، روشن کردن، ضربه زدن، پر کردن، کوبیدن و دود کردن را با پیپ اجرا می‌کنند و این روش مفیدی برای رهایی از فشار روحی است. تحقیقاتی در زمینه‌ی بازاریابی نشان داده افرادی که پیپ می‌کشند معمولاً مدت طولانی‌تری در مقایسه با سیگاری‌ها و غیر سیگاری تا صرف تصمیم‌گیری می‌کنند و این‌که آداب کشیدن پیپ اغلب در لحظات پرتنش معامله اجرا می‌شود.

به نظر می‌رسد افرادی که پیپ می‌کشند، دوست دارند تصمیم‌گیری را به تأخیر بیندازند و قادرند این کار را به نحو پسندیده‌ای که ازنظر اجتماعی قابل‌قبول باشد، انجام دهند. اگر مایل به دریافت یک تصمیم سریع از فردی که پیپ می‌کشد هستید، پیپ او را قبل از مذاکره پنهان کنید.

  • زبان بدن و سیگار

سیگار کشیدن افراد مانند پیپ یک جایگزین برای فشار داخلی است و فرصتی برای ایجاد تأخیر به وجود می‌آورند اما عموماً فردی که سیگار می‌کشد، سریع تراز فردی که پیپ می‌کشد، به تصمیم نهایی می‌رسد. درواقع، فردی که پیپ می‌کشد یک فرد سیگاری است که نیاز به زمان بیشتری برای به تاخیر انداختن تصمیم‌گیری دارد.

آداب کشیدن سیگار شامل ضربه زدن، تکاندن خاکستر، حرکت دادن سیگار در هوا و سایر علائم ظریف می‌شود و نشان می‌دهد که شخص از فشار روحی بیشتر از معمول برخوردار است.

یک نشانه خاص که گویای رفتار منفی یا مثبت شخص در برابر وضعت موجود است، مسیر دود خارج‌شده به سمت بالا یا پایین است. شخصی که احساس مثبت یا اطمینان از خود دارد، در اغلب مواقع، دود را به سمت بالا خارج می‌کند. در مقابل، شخصی که افکار منفی مخفی یا تردیدآمیز دارد، اغلب اوقات دود سیگار را به سمت پایین و از گوشه لب، یک رفتار منفی‌تر یا مخفی‌تر را نشان می‌دهد. البته، فرض را بر این می‌گذاریم که شخص سیگاری دود سیگار را نه برای اجتناب از توهین به دیگران به بالا می‌دهد؛ اگر چنین باشد او شاید دود سیگار را در هر جهتی بدمد.

در فیلم‌های سینمایی، رهبر یک گروه تبهکار معمولاً به‌عنوان فردی پرخاشگر سرسخت نمایش داده می‌شود که وقتی سیگار می‌کشد، به‌سرعت سرخود را به عقب می‌اندازد و با دقت کامل، دود سیگار را به سمت سقف می‌فرستد تا برتری خود را بر سایر اعضاء گردو نشان دهد.

در مقابل، هامفری بوگارت اغلب به‌عنوان گانگستر یا جنایتکاری نمایش داده می‌شد که سیگارش را وارونه در دست گرفته و درحالی‌که مشغول برنامه‌ریزی برای یک فعالیت تبهکارانه است، دود سیگار را از گوشه دهان خارج می‌کند. به نظرمی رسد که ارتباطی بین میزان احساس منفی یا مثبت یک شخص و سرعت خارج کردن دود سیگار به سمت بالا سریع‌تر باشد، میزان احساس برتری یا اطمینان شخص بیشتراست و هر چه سریع‌تر به سمت پایین خارج شود، احساس منفی بیشتر است.

بر اساس نظریه‌های زبان بدن چنانچه شخصی که ورق‌بازی می‌کند مشغول سیگار کشیدن باشد و یکدست خوب داشته باشد، احتمال دارد که سیگار را به سمت بالا خارج کند درحالی‌که یکدست بد باعث می‌شود دود سیگار را به سمت پایین بفرستد. بعضی از افراد چهره خود را ثابت نگه می‌دارند تا هیچ‌گونه علائم ظاهری باعث نمایان کردن افکار آنان نشود. بعضی مایل‌اند هنرپیشه باشند و از علائم ظاهری منحرف‌کننده استفاده کنند تا به سایر بازیکنان به‌طور کاذب آرامش دهند. به‌عنوان‌مثال، اگر یک پوکر باز، چهار آس دریافت کند و بخواهد به سایر بازیکنان بلوف بزند، می‌تواند
کارت‌ها را با نفرت روی میز بگذارد ناسزا بگوید یا دست‌به‌سینه شود و یک نمایش غیرکلامی اجرا کند که نشان دهد او دست بدی دریافت کرده است. اما او به‌آرامی عقب می‌نشیند و سیگارش را روشن می‌کند و دود آن را به بالا می‌فرستد.

پس از خواندن این بخش شما می‌دانید که سایر بازیکنان چنانچه دست بعدی را بازی کنند، حماقت کرده‌اند، زیرا احتمالاً می‌بازند. مشاهده‌ی علائم مربوط به سیگار کشیدن در فروشندگی نشان می‌دهد که وقتی از یک سیگاری درخواست شده که خرید بکند، آن‌هایی که تصمیمشان مثبت است، دود سیگار را به بالا می‌فرستند، درحالی‌که افرادی که قصد خرید ندارند، دود سیگار را به سمت بالا پایین رها می‌کنند.

یک فروشنده‌ی هوشیار چنانچه متوجه شود که دود سیگار خریدار در اواخر فروش به سمت پایین خارج‌شده، مجدداً خریدار را از تمامی مزایای خرید محصول موردنظر آگاه می‌نماید تا وقت کافی برای بررسی مجدد به او بدهد.

خارج کردن دود سیگار از سوراخ‌های بینی نشانه‌ی یک فرد برتر و مطمئن از خود است. دود اغلب به سمت پایین می‌رود، فقط به این دلیل که سوراخ‌های بینی به سمت پایین است و فرد اغلب سرخود را به عقب خم می‌کند تا به حالت (نگاه کردن از روی بینی) درآید. اگر شخص هنگام خارج کردن دود از داخل سوراخ‌های بینی به سمت پایین باشد، نشانه‌ی عصبی بودن او است.

  • زبان بدن و سیگار برگ

سیگارهای برگ به علت قیمت و اندازه آن‌ها همیشه به‌عنوان قیمت و اندازه آن‌ها همیشه به‌عنوان وسیله‌ای برای نشان دادن برتری استفاده‌شده‌اند. افرادی مانند مدیرعامل یک شرکت بزرگ، رهبر یک گروه و اشخاصی که در مقامات بالا قراردادند، اغلب سیگار برگ می‌کشند.

سیگار برگ برای جشن گرفتن یک پیروزی، تولد یک نوزاد، عروسی، قطعی کردن یک معامله‌ی تجاری یا برنده شدن در بخت‌آزمایی استفاده می‌شود. تعجب‌آور نیست که بیشتر دود حاصل از کشیدن سیگار برگ به سمت بالا خارج می‌شود.

اخیراً در جشنی شرکت داشتم که سیگار برگ رایگان توزیع می‌شد و جالب بود که از 400 مورد ثبت‌شده از خارج کردن دود سیگار 320 مورد به سمت بالابود. به گفته دزموند بس موریس، عمل قرار دادن اشیاء روی لب‌ها یا داخل دهان یک تلاش لحظه‌ای توسط برای زنده کردن امنیتی است که در کودکی در حال مکیدن سینه مادر تجربه کرده‌اند.

  • علائم عمومی سیگار کشیدن

ضربه زدن مداوم به سیگاری‌ها سیگار برگ بر روی جاسیگاری نشان می‌دهد که یک مبارزه درونی درحالی‌که وقوع است و شاید نیاز باشد که به فرد سیگاری اطمینان خاطر بدهید.

یک پدیده جالب دیگر در سیگار کشیدن این است که اکثر سیگاری‌ها، سیگار را تا یک‌فاصله‌ی خاصی از انتهای آن دود می کنند چنانچه یک فرد سیگاری سیگارش را روشن کند و به‌طور ناگهانی قبل از معمول آن را خاموش کند، نشان می‌دهد که تصمیم به ختم مکالمه گرفته است. مشاهده‌ی این علامت به شما اجازه می‌دهد تا کنترل مکالمه را به عهده بگیرید یا آن را به پایان برسانید تا به نظر برسد که ختم مکالمه ابتکار شما بوده است.

زبان بدن

زبان بدن و رفتار با عینک

تقریباً هر وسیله‌ی مصنوعی که توسط انسان مورداستفاده قرارمی گیرد زبان بدن خاص خود را ایجاد می‌کند و فرصت اجرای بسیاری از علائم نمایان را به استفاده‌کننده‌ی آن می‌دهد و این بخصوص در مورد افرادی که عینک به چشم می‌زنند صدق می‌کند.

یکی از رایج‌ترین علائم، قرار دادن یک دسته‌ی عینک در دهان است. به گفته دزموند بس موریس، عمل قرار دادن اشیاء روی لب‌ها یا داخل دهان یک تلاش لحظه‌ای توسط برای زنده کردن امنیتی است که در کودکی درحالی‌که مکیدن سینه مادر تجربه کرده، بنابراین علامت عینک دردهان اساساً یک علامت قوت قلب یا اطمینان خاطر است. افراد سیگاری به همین دلیل از سیگار استفاده می‌کنند و نوزاد به همین دلیل انگشت شست خود را مک می‌زند.

  • زبان بدن و کسب فرصت

همانند دود کردن پیپ، علامت عینک در دهان نیز می‌تواند برای به تاخیر انداختن تصمیم‌گیری مورد استفاده قرار گیرد. در طول انجام مذاکرات و معاملات، مشخص‌شده که این علامت بیشتر در پایان یک بحث استفاده می‌شود یعنی زمانی که از فرد درخواست تصمیم‌گیری شده است.

روش دیگری که توسط افراد عینکی برای کسب فرصت به کار گرفته می‌شود، برداشتن مداوم عینک و تمیز کردن شیشه‌های آن است. وقتی‌که چنین علامتی بلافاصله پس از درخواست تصمیم‌گیری انجام می‌شود، بهترین واکنش، سکوت است.

حرکاتی که به دنبال این علامت (کسب فرصت) اجرا می‌شوند، قصد فرد را نشان می‌دهند و اجازه می‌دهند که یک فرد را نشان می‌دهند و اجازه می‌دهند که یک معامله‌کننده‌ی آگاه متقابلاً واکنش نشان دهد. به‌عنوان‌مثال اگر شخصی عینک خود را مجدداً روی چشم‌ها بگذارد، اغلب به این معنی است که می‌خواهد دوباره حقایق را (ببیند) درحالی‌که بستن عینک، قصد او را برای ختم مکالمه نشان می‌دهد.

  • زبان بدن و نگاه کردن از بالای عینک

بازیگران فیلم‌های سینمایی که در طول دهه‌های 1920 و 1930 ساخته شد، از علامت (نگاه کردن از بالای عینک) برای به تصویر کشیدن یک شخص انتقادگر یا کسی که قصد قضاوت دارد، مانند مدیر یک مدرسه‌ی شبانه‌روزی، استفاده می‌کردند. اغلب پیش می‌آید که شخصی عینک مخصوص خواندن به چشم داشته باشد و برای نگاه کردن به شخص دیگر، ترجیحاً از بالای عینک نگاه کند. دریافت‌کننده‌ی چنین نگاهی شاید احساس کند که مورد قضاوت یا موشکافی قرار گرفته است، درصورتی‌که احتمالاً این‌طور نیست.

نگاه کردن از بالای عینک می‌تواند یک اشتباه زیان‌بار باشد، زیرا شنونده به‌طور اجتناب‌ناپذیر دست‌به‌سینه می‌شود، پاهایش را روی‌هم قرارمی دهد و متقابلاً با یک رفتار منفی عکس‌العمل نشان می‌دهد. افراد عینکی بهتر است هنگام صحبت عینک خود را بردارند و هنگام گوش دادن مجدداً از آن استفاده کنند. این عمل نه‌تنها باعث راحتی شنونده می‌شود بلکه اجازه می‌دهد که فرد عینکی کنترل مکالمه را در دست داشته باشد. شنونده سریعاً یاد می‌گیرد زمانی که عینک بر چشم شخص نیست، نباید حرف فرد عینکی را قطع کند و زمانی که دوباره عینک می‌زند بهتر است اقدام به صحبت کردن نماید.

مهارت‌های اساسی تنظیم هیجان
مهارت‌های اساسی تنظیم هیجان (3)
صمیمیت و دوستی در روابط زناشویی
صمیمیت و دوستی در روابط زناشویی

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
صفحه نخست
فروشگاه
تماس با ما