پرخاشگری در کودکان

مقاله پرخاشگری در کودکان توسط زینب آرامش، دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی کودکان استثنائی سال 97 گردآوری‌شده که در این مقاله وی به دلایل تا ارائه راهکارهای پرخاشگری کودکان پرداخته است.

چکیده مقاله پرخاشگری در کودکان

پرخاشگری در لغت به معنای جنگ و جدال، درشتی و تندی از روی خشم و پیکار و قهر و غضب است و در اصطلاح رفتاری است که به قصد آزار کسی یا آسیب رساندن به چیزی ابراز می‌گردد. به حالتی گفته می‌شود که انسان در برخورد با ناکامی و محرومیت از خود نشان می‌دهند و ممکن است این آسیب رساندن به‌صورت بدنی و یا کلامی باشد.

به عقیده فروید فرد در آینده با مشکلاتی از قبیل وابستگی یا پرخاشگری روبه‌رو خواهد شد. تثبیت دهانی می‌تواند به مسائلی در خوردن، آشامیدن، سیگار کشیدن یا ناخن جویدن منجر شود.

رفتار پرخاشگرانه، رفتار عمومی است که با هدف از پیش تعیین‌شده صورت می‌گیرد، بیشتر پرخاشگری در کودکان از نوع وسیله‌ای است چون اکثر آن‌ها برای اینکه اسباب‌بازی و خوراکی‌هایشان را به دست بیاورند همدیگر را هل می‌دهند و یا می‌زنند و یا جیغ می‌کشند و فریاد می‌زنند.

کودکان معمولاً جلوی پدر و مادر و دوستان و یا اعضای خانواده احتیاج به حمایت عاطفی دارند و معمولاً رفتار پرخاشگرانه بیشتری از خود نشان می‌دهند که علتش جلب‌توجه و حمایت می‌باشد.

فرزندان به‌سرعت متوجه می‌شوند که از راه خشم و تندخویی می‌توانند به نیازهایشان برسند، حتی روانشناسان گفته‌اند: نوزادان نیز در سن 3 – 4 ماهگی علائمی از خود نشان می‌دهند.

کودکان به هر دلیلی پرخاشگری می‌کنند و والدین نباید با پرخاشگری به آن‌ها پاسخ دهند بلکه باید محکم باشند، زمانی که کودک پرخاشگری می‌کند بسیاری از والدین با آن درگیر هستند، کودک از 2 سالگی درک می‌کند که رفتارش واکنشی را از طرف والدین دربرخواهد داشت و والدین ممکن است که پاسخ‌های مثبت یا منفی به خواسته‌های کودکشان بدهند که در این سن شروع به پیدا کردن رفتارهای درست و غلط می‌کنند به همین دلیل والدین نباید از روش تربیت سهل‌گیرانه استفاده کنند و بدانید در هر رفتار پرخاشگرانه کودک چطور باید واکنش نشان داد؟!

پرخاشگری در کودکان علت‌های مختلفی دارد، کودکانی که درست نمی‌توانند صحبت کنند و یا دیر به حرف زدن می‌افتند پرخاشگری بیشتری از خود نشان می‌دهند و این کودکان با فریاد زدن و یا جیغ زدن خواسته‌هایشان را بیان می‌کنند و یا کودکانی که والدینشان با آن‌ها گفتگو ندارند می‌تواند کودک را پرخاشگر کند و یا کودکانی که احساساتشان را نمی‌توانند بیان کنند به پرخاشگری روی می‌آورند، بیان احساساتی چون ناراحتی، گرسنگی، خستگی و یا عصبانیت و …

یادگیری در کودکانی که الگوهای پرخاشگرانه داشته‌اند یعنی همانند الگوهای خود (پدر و مادر) رفتار خواهند کرد، کودک از طریق مشاهده رفتارهای پرخاشگری والدینش را می‌آموزد.

تعاریف پرخاشگری

تعاریف

تعریف علمی پرخاشگری: رفتاری منفی، ضداجتماعی و مضر برای سلامت روان و رفاه فرد می‌دانند.

باس (1961، ص 10): در تعریفی کلاسیک از پرخاشگری آن را ((واکنشی با هدف آسیب رساندن به جاندار دیگر)) توصیف می‌کند.

بارون و ریچاردسون (1994، ص 70): تعریف دقیقی از پرخاشگری ارائه کرده‌اند، به نظرشان پرخاشگری را زمانی به کار می‌بریم که رفتاری با هدف صدمه زدن یا آسیب رساندن به موجود زنده‌ای که سعی دارد از چنین آسیبی اجتناب کند بروز نماید.

درنتیجه زمانی می‌توان پرخاشگری را رفتاری پرخاشگرانه تلقی کرد که موجب نقض یک هنجار اجتماعی باشد.

خشونت که زیرمجموعه پرخاشگری و به شکل شدیدتر به پرخاشگری فیزیکی اطلاق می‌شود و اما خشونت عبارت است از اعمال فشار شدید بر افراد یا اشیاء به‌قصد تخریب، مجازات یا کنترل آن‌ها (جین 1995، ص 669)

آرچه و براون (1989، ص 110) خشونت را به‌عنوان ((ضرب و شتم شدید فیزیکی که به هیچ‌وجه در جامعه مشروعیت قانونی ندارد)) تعریف کرده‌اند.

پیشینه رفتار پرخاشگرانه را می‌توان با توجه به دو رویکرد کلی یعنی مشاهده و پرسش به دست آورد. (بارون و ریچاردسون 1994)

  1. مشاهده: مشاهده طبیعی، مطالعات میدانی، مطالعات آزمایشگاهی که شامل الگوی مربی – کارآموز، الگوی ارزیابی نوشته، الگوی زمان واکنشی رقابتی، الگوی عروسک بوبو، پرخاشگری کلامی

منظور از مشاهده در اینجا ثبت رفتار پرخاشگرانه به همان صورتی که در بافت طبیعی اتفاق می‌افتند تسهیل می‌کنند. امتیاز مشاهده پرخاشگری در حالت‌های طبیعی این است که ما می‌توانیم به‌صورت پنهانی و بدون اطلاع به جمع‌آوری اطلاعات در مورد آن رفتار بپردازیم.

از آنجا که در جامعه پرخاشگری یک رفتار جامعه پسند نیست در این روش مشکل واکنش‌پذیری به سنجش یعنی تلاش پاسخ‌دهندگان برای انطباق رفتار خود با هنجارهای اجتماعی مربوط به رفتار از بین می‌رود.

  1. پرسش: گزارش رفتارهای خود، پرسش از همسالان یا دیگران، سوابق بایگانی، مقیاس‌های شخصیت و فنون فرافکن را نیز شامل می‌شود. از میان روش‌های کسب اطلاعات درباره رفتار پرخاشگرانه گزارش رفتار خود، پرسش از همسالان، مطالعه سوابق بایگانی در پژوهش پیرامون پرخاشگری از دیدگاه روانشناسی اجتماعی از جایگاه مستحکمی برخوردارند.

در اینجا به ارائه نظریه‌های روانشناسی در مورد پرخاشگری می‌پردازیم و به نکاتی از این نظریه‌ها اشاراتی داریم:

دیدگاه کردارشناختی: پرخاشگری به‌عنوان نوعی انرژی درونی می‌باشد، لورنز (1974) که یکی از پیشگامان این رویکرد به شمار می‌رود الگویی از پرخاشگری ارائه کرده و اینکه چگونه انرژی پرخاشگرانه در حیوانات و انسان‌ها به وجود آمده است و آزاد می‌شود و فرض اصلی او این است که موجود زنده همواره انرژی پرخاشگرانه تولید می‌کند.

وی پرخاشگری را به دیگ بخاری تشبیه می‌کند که فشار آن کم‌وزیاد می‌شود و به حدی می‌رسد که یا به شکل کنترل‌شده آزاد می‌شود یا سبب انفجار دیگ می‌شود.

بر اساس نظریه لورنز پرخاشگری را باید یکی از ویژگی‌های فراگیر و اجتناب‌ناپذیر طبیعت انسان تلقی کرد اما از نظر او می‌توان انرژی پرخاشگرانه را به شیوه‌ای کنترل‌شده و جامعه پسند مثلاً در رقابت‌های ورزشی نیز تخلیه کرد.

دیدگاه زیست‌شناسی اجتماعی پرخاشگری را محصول تکامل زیست‌شناسی اجتماعی که شاخه‌ای از زیست‌شناسی تکاملی است می‌داند که با توسل به نظریه تکامل سعی در تبیین رفتار اجتماعی دارد. در ضمن توضیحی برای پرخاشگری ارائه می‌کند که هم درباره انسان‌ها و هم درباره حیوانات کاربرد دارد و در آن بر شکل‌گیری درازمدت پرخاشگری در فرآیند تکامل تأکید می‌شود.

نظریه منشأ گونه‌های داروین (1859) مبتنی بر این باور است که فقط ویژگی‌های یا رفتارهایی در یک نوع بقا پیدا می‌کنند که ارزش انطباقی داشته باشند، ارزش انطباقی یک رفتار به این بستگی دارد که چقدر شانس بقای کلی و فردی یک‌گونه را افزایش دهد.

امروزه در پژوهش‌های مربوط به پرخاشگری رویکرد زیست‌شناسی اجتماعی نقش ملموس و جامعی در تبیین بروز پرخاشگری جنسی دارد (مالاموث و هایلمان، 1998)

از دیدگاه زیست‌شناسی اجتماعی، علت تکوین پرخاشگری، قابلیت آن در افزایش احتمال موفقیت در تولیدمثل بوده است. محور این فرضیه این است که گرایش به رفتار پرخاشگرانه بخشی از ساختار ژنتیکی فرد به شمار می‌رود.

به عقیده فروید پرخاشگری از یک ساختار زیست‌شناختی نشات گرفته است که رفتار پرخاشگرانه را تظاهری از یک غریزه می‌داند که خاستگاه ژنتیکی دارد. به عقیده او که در نظریه غریزه دوگانه بیان داشته که رفتار انسان از دو نیروی اصلی که جزئی یا بخشی از طبیعت آدمی هستند سرچشمه می‌گیرد.

  1. غریزه زندگی
  2. غریزه مرگ، غریزه زندگی شخص را به لذت‌جویی و ارضای تمایلات و غریزه مرگ او را به‌سوی تخریب رهنمون می‌کند؛ بنابراین برخورد پرخاشگرانه با دیگران مکانیزمی برای تخلیه انرژی ویرانگر و حفظ ثبات درون روانی عامل پرخاشگری تلقی می‌شود و فروید در مفهوم تخلیه هیجانی از امکان آزادسازی انرژی از طریق رفتارهای غیر پرخاشگرانه مثل نقل لطیفه سخن می‌گوید.

به عقیده والر و همکارانش 1939 پرخاشگری نتیجه سائقی برای پایان دادن به وضعیت ناکام کننده تلقی می‌شود و ناکامی عبارت است از تداخل عوامل خارجی در رفتار هدفمند فرد، بنابراین مواجهه با ناکامی سبب فعال شدن سائق پرخاشگری علیه منبع ناکامی می‌شود که به‌نوبه خود به بروز رفتار پرخاشگرانه می‌انجامد.

ناکامی همیشه منجر به پرخاشگری نمی‌شود فقط زمانی منجر به پرخاشگری می‌شود که سبب برانگیختگی حالات عاطفی منفی می‌شود؛ مثلاً وقتی ناکامی عمدی یا نامشروع تلقی شود معمولاً بیشتر خشم انسان را برمی‌انگیزد و به رفتار پرخاشگرانه شدیدتری می‌انجامد تا زمانی که تصادفی یا مشروع قلمداد شود.

دیدگاه فروید مبنی بر اینکه پرخاشگری غریزه‌ای در خدمت ارضای اصل لذت است به شکل فرضیه ناکامی – پرخاشگری حاصل میل غلبه بر ناکامی تلقی می‌شد. رویکردهای روان‌شناختی بعدی، ارتباط ناکامی و پرخاشگری را گسترش داد و با مطرح ساختن الگوی کلی‌تر عاطفه منفی، نقش عوامل شناختی تجارب یادگیری و فرآیندهای تصمیم‌گیری را در بروز رفتارهای پرخاشگرانه برجسته کرد.

تبیین‌های روان‌شناختی پرخاشگرانه در این فرض مشترک‌اند که رفتار پرخاشگرانه اجتناب‌ناپذیر نیست، بلکه احتمال بروز آن به عواملی تشویقی و بازدارنده متعددی که هم درون فرد و هم در محیط پیرامون فرد وجود دارند وابسته است.

بلاک و همکارانش ابتدا آستانه تحمل ناکامی گروهی از اطفال را آزمایش نمودند، آنگاه به هر یک از اطفال اجازه دادند تا با بازیچه‌های بسیار جالبی بازی کنند و به‌محض اینکه کودک مجذوب می‌شد یک مانع شیشه‌ای بین او و بازیچه قرار می‌دادند.

کودکانی که دارای آستانه تحمل ناکامی سطح پایین بودند حالات رجعت را نشان دادند و نمی‌توانستند از بروز این حالات جلوگیری کنند، مانع را لگد می‌زدند، گریه می‌کردند و رفتارهایی شبیه به کودکان کوچک ظاهر می‌ساختند، در مقابل اطفالی که توانایی تحمل ناکامی را داشتند، تفاوتی در رفتار خودشان پس از قرار گرفتن در برابر مانع شیشه‌ای نشان نداده و به بازی با اسباب‌بازی‌ها و بازیچه‌های معمولی ادامه دادند.

پرخاشگری در کودکان

انواع پرخاشگری در کودکان

خشونت و پرخاشگری را می‌توان به دو نوع تقسیم کرد:

  1. پرخاشگری خصمانه: روانشناسان رفتار پرخاشگرایانه‌ای را که به خاطر آسیب رساندن و صدمه زدن صورت می‌گیرد را پرخاشگری خصمانه می‌گویند.
  2. پرخاشگری وسیله‌ای: پرخاشگری‌ای که به خاطر به دست آوردن پاداش صورت می‌گیرد پرخاشگری وسیله‌ای نام دارد.

جهت پرخاشگری متفاوت است ممکن است درونی و بیرونی باشد:

پرخاشگری درونی: اگر پرخاشگری درونی باشد کودک دچار افسردگی خواهد شد و عصبانیت و ناراحتی را به وجود می‌آورد.

پرخاشگری بیرونی: کودک اغلب خشمش را به‌صورت فریاد کشیدن و پرتاب اشیاء و پا به زمین کوبیدن بروز می‌دهد.

دلایل پرخاشگری

عوامل مختلفی در بروز پرخاشگری در کودکان وجود دارد که عواملی را نام می‌بریم و توضیحات مختصری را ارائه می‌کنیم:

  1. وراثت و محیط: مهم‌ترین و اصلی‌ترین عوامل، عامل وراثت و محیط است که از سوی پدر و مادر و حتی نسل‌های گذشته انتقال می‌یابد و در محیط که از اطرافیان چون دوست، مربی، تلویزیون، کامپیوتر و … به کودک منتقل می‌شود.

والدین نقش مهمی در پرخاشگری کودکان دارند، والدین کودکان پرخاشگر یا خود پرخاشگرند و یا رفتار مناسبی با کودکانشان ندارند و در آنان ناکامی ایجاد می‌کنند؛ مثلاً: والدینی که با خشم و عصبانیت با کودک خود صحبت می‌کنند و کتک و توهین و سرزنش را برای کودکشان قرار می‌دهند نمی‌توانند انتظار داشته باشند که کودکشان آرام و صبور باشد.

والدینی که با کودکانشان رفتار پرخاشگرانه دارند موانع مختلفی در مقابل اهداف و نیازهای کودکانشان به وجود می‌آورند و احساس خشونت و پرخاشگری را در آنان تقویت می‌کنند ولی اجازه ظاهر ساختن آن را نمی‌دهند و این حالت پرخاشگری به درون کودک منتقل می‌شود و کودک به خودآزاری و در موارد شدید حتی به خودکشی تمایل پیدا می‌کند و در روابط اجتماعی خجول و گوشه‌گیر شده و توانایی اعتمادبه‌نفس را در رفتار با دیگران از دست می‌دهد.

  1. رسانه گروهی و بازی‌های یارانه‌ای: امروزه نقش رسانه‌های گروهی در میزان پرخاشگری کودکان نقش بسزایی دارد، تحقیقات مختلفی که در رابطه با یادگیری پرخاشگری از طریق تلویزیون انجام گرفته نشان می‌دهد که هر چه کودکان فیلم‌های خشن‌تری را تماشا کنند خشونتشان افزایش پیدا می‌کند، کودکانی که نسبت به سایرین پرخاشگرند به فیلم‌های خشونت‌آمیز و پر مهیج گرایش بیشتری دارند، بازی‌های رایانه‌ای خشن همسالان و دوستانشان را از دست می‌دهند و با افت رشد تحصیلی مواجه می‌شوند.
  2. نیاز کودکان به‌عنوان عامل مؤثر در پرخاشگری: به‌تدریج و با گذشت زمان، فعالیت‌ها و نوع بازی با کودکان الگوی شخصی‌شان را شکل می‌دهد یعنی کودک زمانی که فعالیت‌های پرخاشگرانه را انتخاب می‌کند تا سال بعد پرخاشگرتر شده و انتخاب دوست هم در پرخاشگری بی‌تأثیر نمی‌تواند باشد.

در اصل ششم اعلامیه حقوق بشر آمده است: کودک برای رشد کامل و متعادل شخصیت خود نیازمند محبت و تفاهم است و تا آنجا که ممکن است باید تحت مراقبت و مسئولیت پدر و مادر خود و درهرحال در محیطی پرمهر و محبت و با تأمین اخلاقی و مادی پرورش یابد …

  1. ناکامی: یکی از مسائلی است که منجر به پرخاشگری می‌شود زمانی که کودک به خواسته‌هایش نمی‌رسد و ناکام می‌ماند پرخاشگر می‌شود و فریاد می‌کشد و جیغ می‌زند و اشیاء را به اطراف پرتاب می‌کند.

اگر فرد در رسیدن به هدف خود با مانع و موانعی مواجه شود دچار ناکامی می‌گردد و ناکامی منجر به پرخاشگری می‌شود که اگر فرد در اثر پاسخ‌های متضاد به تضاد درونی گرفتار شود و یا در رسیدن به هدف‌های مهم احساس ناتوانی و عدم شایستگی کند ناکامی به وجود می‌آید.

کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می‌شوند، کودکانی که دارای رفتار اتکایی شدید هستند هنگام مواجه با ناکامی و به دست نیاوردن هدف‌های خود به‌شدت پرخاشگر می‌شوند.

  1. اضطراب و پرخاشگری: کودکان مضطرب آرام نیستند اغلب پریشان‌اند و می‌گویند: نمی‌دانم و دست خودم نیست که عصبانی‌ام البته بلافاصله پشیمان می‌شوند و از رفتار پرخاشگری که مرتکب شدند از والدینشان عذرخواهی می‌کنند.
  2. حسادت: یکی دیگر از علت‌های پرخاشگری است و کودک فکر می‌کند که تمام موقعیت‌ها باید از آن او باشد یا فقط از او باید به‌عنوان یک کودک منضبط، باهوش، زرنگ و … تعریف و تمجید شوند تحمل شنیدن سخن مغایرت با این رفتارها را ندارد و اگر متوجه شود که کودک یا کودکان دیگر با دارا بودن همان خصوصیات مورد توجه سایرین هستند و ممکن است در برابر آنان حالت تدافعی بگیرد و پرخاش کند.
  3. تفاوت جنسی: پسران اغلب پرخاشگر و تجاوزکارند، به‌ویژه در پرخاشگری‌های بدنی از دختران جلوترند. در یک مطالعه مشاهده‌ای در مورد کودکان پیش از مدرسه نشان می‌دهد که پسرها فقط اندکی بیش از دخترها موردحمله قرار می‌گیرند و دو برابر دخترها تلافی می‌کنند.
  4. تولد فرزند جدید: کودک ممکن است فکر کند با ورود این مهمان ناخوانده، دیگر جایی برای محبت به او باقی نمانده و نمی‌تواند مانند همیشه مرکز توجه اطرافیان خود باشد. از این‌رو دست به پرخاشگری می‌زند و با پرتاب اشیاء یا ناسازگاری و کج‌خلقی، خشم خود را تخلیه می‌نماید در چنین وضعیتی ممکن است نوزاد را مورد آزار و اذیت قرار دهد.
  5. عامل اجتماعی: معمولاً افرادی که در محیط‌هایی دور از تفاهم و مسالمت زندگی می‌کند در اجتماعی به سر می‌برند که بین اعضای آن درگیری و پرخاشگری هست و آن‌ها که دائماً در اجتماع خود شاهد زدوخوردها و درگیری‌های بی‌حساب، بی‌اعتنایی‌ها و حق‌نشناسی‌ها هستند، گرفتار این وضعیت و حالت می‌شوند و سعی دارند از طریق پرخاشگری و اعمال خشونت خشم و کین خود را فروبنشانند.
  6. عامل اقتصادی: گاهی اوقات فقر و محرومیت‌های اقتصادی سبب تهاجم و پرخاشگری می‌گردد.

والدین و مربیان با دادن وعده برای خرید یا دادن پول‌توجیبی که به‌صورت تدریجی و برای تهیه شیء موردنظر اندوخته می‌شود می‌توانند تا حدود زیادی جلوی آن را بگیرند و اما زمانی که در عین عدم تهیه‌ی آن شیء او را سرکوب و سرزنش کرده و مورد تنبیه قرار می‌دهند.

  1. عوامل فرهنگی: مثل داستان‌های خشونت‌آمیز، ضرب‌المثل‌های بدآموز، کنایات، استعارات و هنرهای ورزشی خشونت‌بار از عوامل فرهنگی ایجاد خشونت هستند.
راه‌کارهایی جهت کاستن پرخاشگری در کودکان

راهکارهایی جهت کاستن پرخاشگری در کودکان

  1. گفتگو با کودک به‌صورت صحبت دوطرفه: برای کودک لازم است که احساسات منفی‌اش را بیان کند و به او یاد بدهیم که با ما حرف بزند و احساسات منفی‌اش را بیان کند. کتاب‌های قصه کودکانه که مضمون آن‌ها گفتگو را به‌جای دعوا پیشنهاد می‌کند و وسیله آموزشی خوبی برای کودکان است. به دنیای کودکی برویم و با او حرف بزنیم.
  2. محکم باشیم: اگر کودک به هر علتی پرخاشگری می‌کند والدین باید محکم باشند و نباید با پرخاشگری به او پاسخ دهند؛ مثلاً: اگر کودک را بغل کردید و او شمارا می‌زند بدون هیچ‌گونه بحثی سریع او را پایین بگذارید.
  3. محدودش کنیم: وقتی کودک را با مشکل تنها بگذاریم ارتباط چشمی و یا بغل کردن یا حضورمان را از کودک بگیریم بعد از چند بار تکرار کردن وی نتیجه‌گیری می‌کند که امتیازهایی را از دست داده است و ممکن است دفعات اول رفتارش تشدید شود ولی با صبوری شما می‌تواند کودک را به این باور برسانیم که رفتارش باید تغییر کند.
  4. یک روز کامل کودک و رفتارهای پرخاشگرانه‌اش را در نظر بگیریم و مشاهده کنیم که آیا در زمان خاصی از روز رفتار پرخاشگری‌اش تشدید می‌شود؟ علت بروز رفتارش چیست؟ و یا نیاز و خواسته‌ای دارد و یا اینکه بیش از اندازه خسته و گرسنه است و یا هر علت دیگر …
  5. نقش الگو را خوب اجرا کنید: اگر کودک ببیند که کتک زدن و تنبیه بدنی را والدین بیشتر در رفتارهایشان به کار می‌برند آن‌ها هم زدن و کتک‌کاری را یاد می‌گیرند و تمایل به زدن پیدا می‌کنند.
  6. نمایش فیلم‌های خشن را محدود کنید: نباید به کودک اجازه داد فیلم‌های پرخاشگرانه و سرشار از خشونت را در تلویزیون یا سینما و یا بازی‌های رایانه‌ای مشاهده کند.

درنتیجه والدینی که کودک پرخاشگر دارند باید یک سری نکات را رعایت کنند تا بتوانند پرخاشگری کودکشان را درمان کنند:

  1. صبور و بردبار باشند: از صبر و حوصله کافی برخوردار باشند و سریع به رفتار پرخاشگری کودکشان واکنش نشان ندهند و از کوره در نروند و درنهایت آرامش با کودکشان رفتار کنند.
  2. همیشه او را زیر نظر نگیرید: این‌طوری کودک احساس می‌کند که همیشه زیر ذره‌بین است و با لجبازی به رفتار غلط خود ادامه می‌دهد.
  3. سعی شود زمینه‌های بهانه‌جویی و پرخاشگری در کودکان را برطرف کنید تا کودک پرخاشگر به دنبال بهانه‌ای برای فریاد زدن و سروصدا کردن نداشته باشد. والدین باید با هوشیاری کامل نوعی اعتراض زمینه‌های پرخاشگری را برطرف نموده تا او بهانه‌ای برای بداخلاقی و بروز رفتار نامناسب نداشته باشد.
  4. هرگز با او مشاجره نکنید: متأسفانه بعضی از والدین در برابر پرخاشگری کودکانشان عصبانیت از خود نشان می‌دهند و با او به بحث‌وجدل می‌پردازند مطمئن باشید که مقابله‌به‌مثل کردن کودک موجب تشدید پرخاشگری او می‌شود.
  5. زمان بیکاری‌اش را با فعالیت‌های مختلف و موردعلاقه‌اش پر کنید: معمولاً کودکان پرخاشگر آشفتگی روانی و قدرت درونی زیادی دارند که باید تخلیه شوند و گاها با پرخاشگری خود را تخلیه روانی می‌کنند بنابراین والدین می‌توانند در این حالت در زمان اوقات فراغت با فعالیت‌هایی که او دوست دارد مثل نقاشی کشیدن و یا بازی‌های دوست‌داشتنی اوقات او را پر کنند تا تخلیه روانی گردد.
  6. زمینه تفریحات و سرگرمی‌های دلخواه او را فراهم کنید: کودک شما نیاز به تفریح و سرگرمی دارد که گاها این پرخاشگری نوعی اعتراض به عدم توجه نسبت به این نیاز می‌باشد، پس گاهی او را به پارک برده و گاهی با او بازی کنید که بازی کردن با کودک موجب تخلیه انرژی او می‌گردد.
  7. از فشارهای بیش‌ازحد بپرهیزید: کودک اگر زیاد تحت‌فشار قرار گیرد یا سرخورده و بی‌اراده و نامتعادل می‌شود و یا دست به پرخاشگری می‌زند پس سخت‌گیری‌های بی‌مورد و افراطی پرهیز نمایید.
  8. به کودک خود محبت کنید: یکی از علت‌های بروز پرخاشگری کمبود محبت است لذا والدین باید تا می‌توانند به کودکشان محبت کنند.
  9. به کودک خود توجه کنید: یکی دیگر از عوامل پرخاشگری عدم توجه به کودک است، سعی شود به کودک توجهات لازم را داشته باشید و کودک دوست دارد تا با سروصدا کردن جلب‌توجه کند.
  10. شرایط خانواده را مناسب کنید: گاهی علت پرخاشگری نحوه برخورد والدین با همدیگر و عدم رعایت احترام متقابل یکدیگر است، وقتی پدر و مادر یا برادر و خواهر بزرگ‌تر به هم بی‌احترامی می‌کنند و با همدیگر بدحرف می‌زنند مطمئناً کودک نیز این رفتار را یاد گرفته و پرخاشگری می‌کند و حقوق دیگران را زیر پا می‌گذارد.
  11. کارهای مثبت او را ذکر کرده و تشویقش نمایید: کارهای خوب کودک را تشویق کنید.
  12. از رفتارهای شایسته برایش صحبت کنید: گاهی دوستانش را دعوت کنید و برایش از رفتارهای خوب و شایسته صحبت کنید.
  13. مسئولیت کاری را به او بسپارید: در حد توانش به او مسئولیت دهید و انجام مسئولیت را از او بخواهید؛ مثلاً: فرزندم کیفت را داخل کمدت بزار …
  14. در انتخاب دوست و مدرسه به او کمک کنید: دوست خوب و مدرسه مناسب در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه بسیار مؤثر است گاهی رفتارهای غلط کودکتان برگرفته از رفتارهای دوستانش می‌باشد، البته نباید در کار او دخالت کرد.
  15. هیچ‌گاه او را تنبیه بدنی نکنید و نگذارید بازی خشن انجام دهد و تصاویر خشونت‌آمیز ببیند، بازی‌های سالم و فکری با فرزندانتان انجام دهید.

درنتیجه:

پر پرخاشگری در کودکان رفتاری است که افراد در سنین مختلف از خود نشان می‌دهند، پرخاشگری ممکن است علت‌های فراوانی داشته باشد که بستگی به این دارد که فرد در چه سنی هست و چه نوع رفتاری را از خود نشان می‌دهد، برخی اوقات ممکن است پرخاشگری در برابر بروز رفتاری باشد که از فرد سر می‌زند در واقع یک جور عکس‌العمل نشان دادن در برابر رفتار فرد دیگری است که موجب پرخاشگری در فرد شده است.

پرخاشگری در همه وجود دارد، گاهی ممکن است به‌صورت کلامی با سروصدا و جیغ و فریاد و پرتاب حرف در سنین بزرگ‌سالی و قشقرق به پا کردن در سن کودکی باشد، گاهی نیز می‌تواند پرخاشگری به‌صورت غیرکلامی مانند سیگار کشیدن و اعتیاد و یا حتی خودکشی باشد که ممکن است فرد در این موارد هم به خود و هم به دیگران آسیب بزند.

بنابراین افراد می‌توانند رفتار خود را تحت کنترل دربیاورند و پرخاشگری خودشان را تحت درمان قرار بدهند. در هر اختلالی اول تشخیص به‌موقع و سپس درمان زودهنگام موجب کاستن اختلال می‌شود که در پرخاشگری نیز همین‌گونه می‌باشد.

مطالعه‌ی کتاب انواع کودکان را هم به شما پیشنهاد می‌کنیم.

گردآوری شده توسط خانم زینب آرامش؛ گروه آموزشی فکر بنیان

مشکلات شایع استخوان‌بندی کودکان و نوزادان و شیرخواران
اهمال‌کاری

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست