خشم و رویارویی با آن يکي از اصليترين و پايهايترين احساسات انساني است. همه ما با توانايي بالقوه احساس و بروز خشم به دنيا ميآييم. خشم اغلب با خشونت اشتباه گرفته ميشود.
اين امکان وجود دارد که احساس خشم کرده ولي با خشونت رفتار نکنيم. تفاوت ميان خشم و خشونت اين است که خشم يک حس و خشونت يک عمل است. با احساس خشم ميکنيم ولي زمانيکه اين حس را با اعمالي مثل زدن و غيره بروز ميدهيم، با خشونت عمل کردهايم.
چرا برخي افراد در ظاهر بيشتر از ديگران خشمگين هستند؟
با وجود اينکه تمامي افراد توانايي ذاتي و احساس بروز خشم را دارند، ولي هر فرد در اين رابطه تجارب مختلفي دارد که باعث ميشود در برابر ناکاميها واکنشهاي متفاوتي از خود نشان بدهد.
کودکان چگونگي درک و پاسخ در برابر اين حس را از خانواده و محيط اطراف خود ياد ميگيرند که ابراز خشم، آنها را به خواستههايشان ميرساند.
آنها ممکن است از اين تجربه تا دوران بزرگسالي خود نيز استفاده کنند. همچنين اين کودکان حس خشم را تجربه و ميپذيرند، سپس در بزرگسالي هرگز از خود نميپرسند آيا در اين شرايط احساس خشم و رویارویی با آن به جاست يا خير؟

راههاي مخرب کنترل خشم
زماني که راه درست مواجهه با خشم و رویارویی با آن را نميدانيم، اغلب راههايي را براي کنار آمدن با آن انتخاب ميکنيم که اکثرا مضر هستند. در زير مثالهايي در اين مورد آورده شده است:
ناديده گرفتن خشم
خشم خود را انکار کرده و يا آن را سرکوب ميکنيم. بعضي از ما دوست نداريم تصوير خوبي که خود در ذهن ديگران داريم، خراب کنيم و يا ايجاد دردسر کنيم. ممکن است به خود بگوييم شرايط آنقدر هم بد نيست. در اين شرايط معمولا عصبانيت خود را ميخوريم.
فراموش کردن خشم
اينطور تصور ميکنيم که ميتوانيم موقعيت را درست کنيم، عصباني نشويم و بعدا به موارد رسيدگي کنيم.
ابراز خشم
به افرادي که باعث خشم ما نيستند؛ با افرادي که باعث عصبانيت ما ميشوند خوب رفتار ميکنيم ولي رفتارمان با افرادي که دوستمان دارند اصلا خوب نيست. مثالي گويا در اين مورد زماني است که رئيس پدر، در اداره او را سرزنش ميکند. پدر از دست رئيس خشمگين است ولي اعتراف به خشم خود نميکند. شايد از ترس از دست دادن شغلش. سپس زماني که فرزندش اسباببازيهايش را روي زمين رها ميکند، پدر با عصبانيت با او برخورد ميکند. پدر در واقع از رئيس خود خشمگين است ولي اين احساسش را به فرزندش ابراز ميکند.
کنار گذاشتن خشم
افرادي که نميتوانند با احساس خشم و رویارویی با آن کنار بيايند و از ابراز آن ميترسند، اغلب تصميم ميگيرند که آن حس را هرگز تجربه نکنند. زنان جزء اين دسته افراد هستند: مخصوصا زناني که در نتيجه ابراز خشم خود اذيت شده باشند. آنها با خود تمرين ميکنند که هيچ احساسي نداشته باشند، نه لذت، نه خشم، نه گناه و نه هيچ احساس ديگري. استدلال آنها اين است که اگر احساسي نداشته باشند، اذيت نخواهند شد. اين روش از آنجايي که افراد را از احساسات خود دور ميکند بسيار خطرناک است و بهبود را براي آنها مشکل ميسازد.
تحت کنترل شرايط بودن
بعضي افراد تصور ميکنند که هميشه بايد تحت کنترل موقعيتها باشند. براي آنها خلاف اين مورد غير قابل تصور است و در اينگونه شرايط خشم را يک ضعف و سستي ميپندارند.
نتايج احتمالي اينگونه رويارويي با خشم چيست؟
زماني که شما خشم و رویارویی با آن را انکار ميکنيد و يا احساسات خود را سرکوب ميکنيد چه اتفاقي ميافتد؟ بعضي از نتايج فردي آن شامل موارد زير است:
- خودخوري
- افسردگي
- احساس شکست
- اضطراب
- بيخوابي
- مصرف بيرويه دارو
- افراط در کارها، تمرينات و غيره
خودخوري در حقيقت مغلوب ساختن خود است. ممکن است شما از اينکه با صداي بلند صحبت نکرده و از حق خود دفاع نکرده ايد، از دست خود عصباني باشيد و بطور ناخود آگاه، با اين کار باعث شکست خود شده باشيد. بعضي افراد با بيتوجهي در مراقبت از دندانها و يا ديگر موارد بهداشتي، خودخوري ميکنند.
افسردگي اغلب در اثر انکار کردن خشم پيش ميآيد. زماني که خشم انکار ميشود فرد احساس ميکند زندگي ارزش جنگيدن را ندارد. افسردگي حد نهايت احساس غمگيني است و فرد افسرده از هر جهت احساس نااميدي ميکند.
بيخوابي ممکن است زماني پيش آيد که افراد در اين مورد فکر ميکنند که چطور بايد احساس خشم و رویارویی با آن خود را ابراز ميکردند. «اي كاش گفته بودم» يا «آنها چطور توانستند اينكار را بكنند؟» اينگونه تفكرات ممكن است در شبهاي زيادي بيخوابي همراه داشته باشد. بعضي از افراد نيز ممكن است به خاطر فرار از فكر كردن در مورد مسائلي كه باعث خشمشان شده و فكر كردن به آنها خيلي زياد بخوابند.
استفاده بيرويه از دارو بدترين راه كنار آمدن با خشم است. خوردن يك قرص يراي فراموشكردن خشم و احساس آرامشكردن، راه مؤثري براي رويارويي با عوامل به وجود آورنده خشم نيست.
افراط در كارها براساس اين طرز تفكر است كه اگر غرق در كار، تمرينات و سرگرميهايشان شويم، ميتوانيم احساس خشم خود را فراموش كنيم. اين روش ممكن است باعث خستگي شده و ما را از خانواده دور كند و به ندرت مشكلات مربوط به خشم را حل ميكند.
آيا ميتوان راههاي جديدي را براي پاسخگويي ياد بگيريم؟
بله تنها به اين دليل كه مشكلي در گذشته باعث خشمگين شدن ما شده است، نبايد به زمان حال و آينده كشيده شود. ما ميتوانيم تصميم بگيريم كه در آن شرايط بخصوص ديگر خشمگين نشويم.

آيا باعث خشم خود ميشويد؟
طرز تفكر شما ممكن است باعث شود با احساس خشم خود بطور نامناسبي مواجه شويد. دكتر آلبرت اليس، روانپزشكي كه سالها در همين ارتباط تجربه كاري دارد، راههايي را براي مغلوب ساختن خشم پيشنهاد ميكند:
دكتر اليس پيشنهاد ميكند كه اول بايد مشخص كنيم كه چه عوامل و يا اتفاقاتي باعث خشمگينشدن ما ميشوند. بعنوان مثال تصور كنيد كه در يك مصاحبه شغلي شركت ميكنيد و آن شغل را هم به دست نميآوريد.
از دست دادن موقعيت شغلي ميتواند زمينهاي براي برانگيختهشدن خشم در شما باشد. ولي براستي علت خشم چيست؟ علت اصلي آن ممكن است هميشه واضح نباشد.
در مرحله بعد بايد به باورهايمان در مورد تجاربي كه باعث ايجاد خشم و رویارویی با آن در ما شدهاند، دقت كنيم دكتر اليس ميگويد: ما باورهايي داريم كه بعضي از آنها منطقي و برخي ديگر غيرمنطقي هستند، باورهاي منطقي در هنگام از دست دادن موقعيت شغلي ممكن است شامل موارد زير باشد:
– اي كاش آن شغل را بدست ميآوردم.
– بدشانسي آوردم.
– من رد شدن را دوست ندارم.
– خيلي ناراحتم.
– به نظر ميرسد بايد بيشتر تلاش كنم تا شغل مناسبي پيدا كنم.
باورها و عقايد منطقي به ما كمك ميكند كه بتوانيم خشم خود را كنترل كنيم. باورهاي غيرمنطقي باعث ميشوند كه ما در مقابله با خشم ضعف داشته باشيم. مثالهاي از باورهاي غيرمنطقي در مورد مثال بالا در زير آورده شده است:
– من بايد آن شغل را به دست ميآوردم.
– من بدون آن شغل نميتوانم زندگي كنم.
– من هيچ وقت به چيزهايي كه ميخواهم نميرسم.
– من تحمل رد شدن را ندارم.
– من خيلي عصبانيم.
– من هرگز يك شغل خوب پيدا نميكنم.
یا بر گفته دكتر اليس اكثر باورهاي غلط ما جزئي يكي از سه دسته زير ميباشند:
ايده غيرمنطقي نوع اول
افرادي كه اين عقيده را دارند تصور ميكنند كه بايد در زندگي خود به حد نهايت توقعات خود و ديگران از خود برسند. اگر نتوانند آن انتظارات را برآورده كنند، احساس ضعف ميكنند. در اينگونه موارد احساس ياس منطقي است ولي لزوما نبايد خشمگين يا عصباني شد.
ايده غيرمنطقي نوع دوم
شبيه نوع اول است با اين تفاوت كه شما انتظارات غيرواقعي از ديگران داريد. فكر ميكنيد مهمترين انسان روي زمين هستيد و ديگران بايد در جهت خواستههاي شما حركت كنند. زماني كه بر طبق خواستههايتان رفتار نميشود، شما خشمگين ميشويد.
ايده غيرمنطقي نوع سوم
اين نوع طرز فكر غيرمنطقيترين باورهاست كه انتظار داشته باشيم محيط اطراف ما موافق با ما و خواستههايمان پيش برود. خشمگين شدن به خاطر اينكه هوا برايمان نامطلوب است، مثالي گويا در اين مورد ميباشد.
سومين مرحله در خشم و رویارویی با آن دقت در نتايج باورهايتان در مورد عوامل بوجود آورنده خشم در شما هستند. آيا اين باورهاي شما بود كه باعث رفتار مناسبي داشته باشيد؟ آيا احساس افسردگي، اضطراب، بيارزش بودن و يا خشم نامناسب است؟ شما نبايد به خود اجازه دهيد كه با احساس خشمتان باعث آزردن خود و ديگران شويد.
به عنوان مثال از ديگر رفتارهاي نامناسب هنگامي است كه شغلي را كهميخواستيد به دست نياورديد و از استفاده از ديگر فرصتهاي شغلي نيز امتناع كنيد. در اين موقعيت احساس آزرده شدن – ناراحتي و تصميم براي حل مشكل بهترين رفتار است.
مرحله چهارم براي غلبه بر اين خشم اين است كه در مورد باورهاي غيرمنطقي خود تفكر كنيد و علت آن را از خود بپرسيد. به عنوان مثال:
– چرا ميخواستيد آن شغل را داشته باشيد؟
– چرا فكر ميكنيد كه بدون آن شغل نميتوانيد زندگي كنيد؟
– چرا بايد هميشه به خواستههايتان برسيد؟
– چرا حس ميكنيد رد شدن برايتان مرگ است؟
– آيا واقعا خشمگين هستيد؟
در نهايت يك تصميم جدي بگيريد كه طرز تفكر، احساس و عمل خود را در موقعيتهايي كه باعث خشمگين شدن شما ميشوند، تغيير دهيد. ايدههاي جديد را آنقدر در خود گسترش دهيد تا جزئي از تفكر شما شوند. در اين حالت ميتوانيد خشم خود را كنترل كنيد.
انتظار نداشته باشيد كه بتوانيد به سرعت اين كار را انجام دهيد. شما سالها تجربه در خشمگين شدن داريد، بنابراين مدتي طول ميكشد تا ياد بگيريم طوري متفاوت فكر كرده، حس كرده و عمل كنيد.

چه كارهاي ديگري براي از بين بردن خشم ميتوان كرد؟
- احساسات خشمگينانه خود را انكار نكنيد. اين مطلب را درك كنيد كه در اين حالت اين ديگران نيستند كه باعث عصبانيت شما ميشوند، بلكه خود شما باعث خشم خود هستيد. احساس ناراحتي، آزرده شدن و غيره قابلقبول است ولي خشمگين شدن غيرقابلقبول است. ميتوانيد در اينگونه شرايط بجاي انكار خشم خود تصميم بگيريد عصباني نشويد.
- قبول كنيد كه احساس خشم جزئي از احساسات انسان است ولي قبول اين حس به معني ابراز هميشگي آن نيز نيست.
- عواملي كه باعث كاهش خشم ميشوند را در خود بيابيد و از اين راه خشم خود را كنترل كنيد. بعنوان مثال ممكن است در محل كارتان از اينكه كارتان را تكميل نكردهايد خشمگين باشيد و سپس متوجه شويد كه علت آن ميتواند سردي هوا در دفتر كار باشد. علت خشم شما كار در دفتري است با هواي سرد. آيا ميتوانيد دماي هوا را تغيير داده و يا يك لباس گرم بپوشيد؟
- در زندگيتان احساس خشم را كاهش دهيد. ما بايد ياد بگيريم كه چطور اين حس را تحمل كنيم. در برخي موارد احساس خشم قابل كاهش يافتن و يا از بين رفتن است. اگر خوب فكر كنيد موارد بسياري را در ذهن خود خواهيد يافت.
- ياد بگيريد كه چطور احساس خشم و رویارویی با آن شديد را در خود تحمل كنيد. چطور؟ با دركاين مطلب كه خشم جزئي از زندگي است. بعنوان مثال، فكر اينكه مهارتهاي اصلي كنترل خشم را بدون هيچ تلاشي ياد بگيريم، قطعا نادرست است. آيا شما در دوران مدرسه هنگام يادگيري مفاهيم اوليه رياضي و انگليسي احساس خستگي و خشم نميكرديد؟
ميتوانيد ياد بگيريد كه در شرايطي كه باعث آزار شما ميشود تحمل خود را بالا ببريد.
- آگاه باشيد كه خشم چه ضررهايي را متوجه شما ميكند. آيا آگاهي به شما كمك ميكند كه بدانيد دقيقا در هنگام خشمگين شدن چه ضررهايي متوجه خود و ديگران ميسازيد.
نمونههايي از اين ضررها در زير آورده شده است:
بدرفتاري سوءاستفاده از افراد ضعيفتر: اين حالت در مورد كودكان زماني است كه والدين خشم خود را بر سر كودكان خود خالي ميكنند. بدرفتاري در برابر بزرگترها نيز مثالي در اين مورد است.
تقويت احساس افسردگي: احساس خشم و رویارویی با آن ممكن است در عين حال كه باعث مخفي ماندن احساس يأس و افسردگي شما شود، باعث اغراق در احساساتي شود كه شما را به افسردگي ميرساند. در اين حالت خشم به شما اجازه نميدهد با عواملي كه باعث افسردگي شما ميشوند مقاله كنيد.
استفاده بيرويه از دارو: وابستگي زياد به داروها و الكل زماني پيش ميآيد كه افراد براي كنترل خشم خود از اين موارد كمك ميگيرند. برخي افراد الكلي تنها در مواقع مستي قادر به ابراز احساس خشم خود هستند.
انتقام: اين حس شما را از لحاظ احساسي با افرادي كه دوستشان نداريد درگير ميكند. انتقام باعث آزاد افراد بيگناه شده، شما از رسيدن به ديگر اهدافتان باز ميدارد و وقت زيادي از شما تلف ميكند.
مطالعهی کتاب مدیریت خشم را به شما پیشنهاد میکنیم.






